الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

521

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) آن حضرت ، در شجاعت ، پايدارى ، عزّت نفس ، بزرگ منشى و بلندهمتى همچون پدرش بود و دشمنانش در روز طف به اين امر اعتراف كردند ، زيرا وقتى آنها به وى پيشنهاد كردند كه تسليم فرزند مرجانه شود و در برابر ارادهء وى خاضع گردد ، يكى از آنان گفت : وى پيشنهاد شما را نمىپذيرد ، زيرا جان پدرش در وجودش جاى دارد . آرى ، جان پدرش ، قهرمان اين امت و پرچمدار بلند مرتبهء آن به سوى عزت و كرامت با همهء نشانه‌ها و عوامل وجوديش ، در جان امام حسين جاى گرفته بود تا آنجا كه گويى ، تعدّدى در وجود ميان پدر و فرزندش ، وجود نداشت و آنها با هم از درخشنده‌ترين كسانى بودند كه انسانيت در همهء نسلها به آنان افتخار مىورزد . ( 2 ) خبر دادن امام على عليه السّلام در مورد كشته شدن حضرت حسين عليه السّلام امام ، كشته شدن فرزندش حسين را به مردم گفته بود ، همچنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز اين مطلب را به مردم فرموده بود . امام در بسيارى از مناسبتها اين مطلب را بيان فرمود كه بعضى از آنها عبارتند از : 1 - « عبد اللّه بن يحيى » « 1 » از پدرش روايت كرده كه همراه على به صفين سفر كرد و او متصدى وسايل تطهير آن حضرت بود . هنگامى كه به كنار نينوا رسيدند ، امام متأثر گشت و صداى خود را بلند كرد و فرمود : « صبر كن اى ابا عبد اللّه ! صبر كن اى ابا عبد اللّه ! در شط فرات ! ! » يحيى پريشان گشت و گفت : « اين ابا عبد اللّه كيست ؟ » .

--> ( 1 ) و در طبرانى « عبد اللّه بن نجى » ، روايت شده است .