الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
503
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و هيچ كس حق ندارد چيزى كم يا زياد از آن بردارد و اگر چيزى به او ببخشد ، اختلاس كرده است » ، ولى عقيل اين مطلب را نفهميد و بر آن حضرت الحاح كرد و در مطالبهء از آن حضرت بسيار كوشيد ، پس امام عليه السّلام پاره آهنى را داغ كرد و آن را به وى نزديك ساخت به طورى كه نزديك بود از گرمى آن بسوزد و فريادى كشيد و وقتى به خود آمد ، تصميم گرفت كه به معاويه ملحق شود تا از بخششها و هبههاى وى - كه از اموال مسلمين اختلاس كرده بود - بهرهمند شود . ( 1 ) مورخان ، اجماع دارند كه امام ، خويشتن را به رنج و زحمت فراوان انداخت و نه خود و نه اهل بيتش بهرهاى از خيرات دولت نبردند و هيچ چيزى از آن را به خود اختصاص نداد تا آنجا كه طمعورزان از او رميدند و يكديگر را به دور شدن از امام تشويق كردند . ( 2 ) « خالد بن معمر اوسى » به « علباء بن هيثم » كه از ياران على بود ، مىگويد : « اى علباء ! خدا را در مورد خاندانت تقوا كن و به خود و خويشاوندانت نگاه كن . تو به چه چيزى اميدوار هستى نزد مردى كه از او خواستى تا چند درهم ناچيز به سهميهء حسن و حسين بيفزايد تا قدرى از سختى زندگيشان بكاهند ، ولى او امتناع ورزيد و خشمگين شد و انجام نداد . . . » « 1 » . ( 3 ) انسانيت ، به هر تجربهاى رسيده باشد و به هر پيشرفتى از نظامهاى اقتصاديش دست يافته باشد ، به هيچ روى نمىتواند همانند اين نظام اقتصادى كه امام در پيش گرفته بود ، پديد آورد ، زيرا به حقيقت زندگى مرتبط بود و از سنتهاى آن جدا نمىشد و بيش از هر چيز به عدالت در توزيع و گسترش رفاه براى همگان و نابودى نياز و محروميت ، نظر داشت .
--> ( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 10 / 250 .