الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
482
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
تفاوتى و مسامحهگرى جلوهگر مىشد و هيچگونه اقدام قاطعى بر عليه آنها اتخاذ نمىكرد ، بلكه كارهاى آنان را تأييد و خطاهايشان را تأويل مىنمود كه مادر مباحث قبلى به اين امر اشاره نموديم و نتيجهء مستقيم آن گسترش هرج و مرج در رفتار و فساد اخلاق و نافرمانى در برابر قانون بود . ( 1 ) 2 - حكومت عثمان ، تصدى حكومت را به عنوان وسيلهاى از وسايل اصلاح اجتماعى به كار نگرفت ، بلكه آن را وسيلهاى براى ثروت اندوزى و بهرهكشى و تسلط بر ملتها قرار داد كه اين امر سبب شد تا بسيارى از گروهها به حكومت به عنوان غنيمت و وسيلهاى براى بهره بردن از نعمتها و خيرات دنيا بنگرند و اين موضوع موجب شد تا گروهها و افرادى به سوى رسيدن به حكومت و قدرت ، خود را به هلاكت اندازند ، مثلا طلحه ، زبير ، معاويه ، عمرو عاص و ديگران هيچ هدف انسانى يا اجتماعى در تمردشان بر ضد حكومت امام امير المؤمنين عليه السّلام نداشتند ، بلكه آنان در طلب حكومت و خلافت ، سر از پا نمىشناختند و سرپيچى آنان تضعيف روحيهء دين طلبى و تزلزل ايمان در دلها و گسترش احزاب نفعپرستانه را به دنبال داشت كه ميان جامعهء اسلامى و حكومت قرآن ، جدايى افكند . ( 2 ) 3 - حكومت عثمان ، طبقهاى اشرافى به وجود آورد كه رفاه طلبى و خود بزرگ بينى را گسترش داد و در راه لذتجويى و شهوت طلبى ، سر از پا نمىشناخت و از ميان آنها ، خاندانهاى قريشى بودند كه غرق در اموال شدند و در مصرف آنها سرگردان ماندند در زمانى كه طبقات مختلف اجتماعى از تنگدستى و حرمان ، رنج مىبردند و اين امر به قيام مصلح بزرگ ، ابو ذر ، يار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر ضد سرمايهدارى قريش منجر شد كه به طور غير مشروع ثروت اندوزى كرده بودند و او ملّى كردن آن را درخواست مىنمود تا به خزانهء مركزى بازگردد و در راه