الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
466
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
- از گناهانم . - چه دوست دارى ؟ - رحمت پروردگارم را . - آيا طبيبى برايت بياورم ؟ - طبيب مرا بيمار ساخته است . - مىخواهى سهميهات را برايت بياورند ؟ - آن وقت كه نيازمند آن بودم ، مرا از آن محروم ساختى ، اينك كه از آن بىنياز هستم ، آن را به من مىدهى ؟ - براى فرزندانت باشد . - روزى آنها با خداوند است . - اى ابو عبد الرحمن ! براى من استغفار كن . - از خداوند مىخواهم كه حق مرا از تو بگيرد « 1 » . ( 1 ) عثمان نزد وى بيرون رفت در حالى كه رضايت ابن مسعود را به دست نياورده بود . هنگامى كه حال وى سنگين شد ، وصيت نمود كه عثمان بر او نماز نخواند و دوستش ، عمار بن ياسر بر او نماز گزارد ، وقتى كه از دنيا رفت ، برگزيدگان صحابه به تجهيز و دفن او برخاستند و عثمان را باخبر نساختند و هنگامى كه عثمان مطلع شد ، خشمگين گشت و گفت : شما بر من پيشى گرفتيد . ( 2 ) عمار به وى پاسخ داد : « وصيت كرده بود كه تو بر وى نماز نخوانى . . . » .
--> ( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 1 / 275 - 276 .