الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

454

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) زندانى كردن ابو ذر در شام آن صحابى بزرگوار ، اعتراض بر عثمان را ادامه داد و از اين كار ، رضاى خدا را در نظر داشت و جهان آخرت را مىطلبيد ، نه از مرگ مىهراسيد و نه زندگى ، او را مىفريفت ، در حالى كه عثمان از او كينه به دل گرفته بود و او را به شام تبعيد كرد . ( 2 ) مورخان مىگويند : عثمان از حاضران در مجلس خود پرسيد و به آنان گفت : « آيا براى شخص جايز است كه از مال [ بيت المال ] بر دارد و هرگاه امكان پيدا كند ، قضا نمايد ؟ » . ( 3 ) « كعب الاحبار » كه از افراد ويژهء عثمان بود ، به سخن آمد و فتوا به جواز اين كار داد . اين امر بر ابو ذر گران آمد كه كعب با سرشتى يهودى كه اسلام آوردنش مورد شك بود ، در امور دين دخالت كند ، پس بر او بانگ زد : « اى فرزند دو يهودى ! آيا تو دين ما را به ما ياد مىدهى ؟ » . عثمان به خشم آمد و به يارى كعب برخاست و بر ابو ذر بانگ زد : چقدر آزار تو فراوان كشته و اذيت تو به يارانم بسيار شده است ؟ به سوى مكتبت در شام برو . ( 4 ) پس دستور داد تا او را به شام تبعيد كنند و هنگامى كه به آنجا رسيد و منكرات و بدعتهاى معاويه را ديد ، مشاهده كرد كه وى دست خود را در مصرف بيت المال - كه از زحمت مردم جمع شده بود - آزاد گذاشته ، به انتقاد از وى پرداخت و زشتكاريهاى عثمان را ميان مسلمين فاش مىنمود . بر معاويه نيز اعتراض كرد هنگامى كه معاويه گفت : « مال ، مال خداست » و به او گفت :