الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

455

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« مال ، مال مسلمين است » . و نيز در ساختن كاخ « الخضراء » بر او اعتراض نمود و به او گفت : « اى معاويه ! اگر اين خانه از مال خدا باشد ، خيانت و اگر از مال تو باشد ، اسراف است . . . » . ( 1 ) وى ، مسلمين را به بيدارى و بر حذر بودن از سياست اموى دعوت مىكرد و به مردم شام مىگفت : « به خدا قسم كارهايى انجام شده است كه من آنها را نمىشناسم . به خدا قسم آنها نه در كتاب خدا هستند و نه در سنّت پيامبرش . به خدا قسم من حقّى را مىبينم كه خاموش و باطلى كه زنده گردانيده مىشود و راستگويى كه تكذيب و برترى كه بدون تقوا اعمال مىگردد و درستكارى كه ديگران بر او ترجيح داده مىشوند « 1 » » . ( 2 ) مردم ، سخن وى را باور داشتند و گفتارش را تصديق مىنمودند . وى همچنان به روشنگرى اجتماعى ادامه مىداد و به احقاق محرومان فرا مىخواند و فقرا را تشويق مىكرد تا حقوقشان را از گروه حاكم بگيرند . ( 3 ) معاويهء طاغوت ، هراسناك شد تا مبادا آتش انقلاب بر ضد وى شعله‌ور شود ، پس مردم را از نشست و برخاست با وى منع كرد و خطاب به وى گفت : « اى دشمن خدا ! مردم را بر عليه ما مىشورانى و انجام مىدهى آنچه را انجام مىدهى ! ! اگر من بدون اجازهء امير المؤمنين ( يعنى عثمان ) يكى از ياران محمد را مىكشتم ، تو را كشته بودم ! » . ( 4 ) آن قهرمان عظيم ، بىاعتنا به قدرتش ، به وى پاسخ داد و گفت : « من دشمن خدا نيستم و نه دشمن رسولش ، بلكه تو و پدرت دشمنان خدا و رسولش هستيد . به ظاهر اسلام آورديد و در باطن كافريد . . . » .

--> ( 1 ) الانساب 5 / 52 - 53 .