الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

400

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و گفت : « اى مردم ! مردم جمع شده‌اند تا مردم مناطق مختلف به محلهاى خودشان برگردند ، پس نظرتان را به من بگوييد » . ( 1 ) در اين هنگام ، آن پاك ، فرزند پاك ، « عمار بن ياسر » پيش آمد و به او پيشنهادى داد كه سلامت امّت را متضمن بود و آن را از تفرقه و اختلاف ، مصون مىداشت ، او گفت : « اگر مىخواهى كه مسلمانان با هم مختلف نشوند ، با على بيعت كن » . ( 2 ) « مقداد » نيز پيش آمد و گفتار عمار را تأييد نمود و گفت : « عمار راست گفت . اگر با على بيعت كنى ، مىپذيريم و اطاعت مىكنيم » . ( 3 ) در اين وقت بود كه نيروهاى ستمگر كينه‌توز نسبت به اسلام به حركت آمده ، گفتار عمار و مقداد را مورد انتقاد قرار داده و نامزدى عثمان ، بزرگ امويان را خواستار شدند ، در حالى كه عبد اللّه بن ابى سرح خطاب به ابن عوف فرياد كشيد و گفت : « اگر مىخواهى كه قريش مختلف نشوند ، با عثمان بيعت كن » . عبد اللّه بن ابى ربيعه نيز به سخن آمد و گفتار همكارش را تصديق نمود و گفت : « اگر با عثمان بيعت كنى ، ما مىپذيريم و فرمان مىبريم » . ( 4 ) صحابى عظيم « عمار بن ياسر » به ابن ابى سرح پاسخ داد و گفت : « چه وقت تو خيرخواه مسلمين بوده‌اى ؟ » . « عمار » راست مىگفت ، زيرا ابن سرح هيچ‌گاه خير خواه مسلمين و خواهان عظمت اسلام نبود و او يكى از دشمن‌ترين مردم نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و آن حضرت پس از فتح مكه دستور داده بود تا او را بكشند هر چند كه خود را به پوششهاى كعبه آويزان نموده باشد « 1 » ، و اگر منطق و حسابى در بين

--> ( 1 ) الاستيعاب 3 / 918 .