الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
388
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) اخطار به صحابه عمر ، به صحابه اخطار داد و آنان را به معاويه و عمرو بن عاص تهديد نمود ، هرگاه در عقيده متفق نشوند و در مورد حكومت و قدرت به نزاع برخيزند ، پس به آنها گفت : « اى ياران محمد ! با يكديگر همدل شويد كه اگر چنين نكنيد ، عمرو بن عاص و معاوية بن ابى سفيان در امر خلافت بر شما چيره خواهند شد . . . » . ( 2 ) شيخ اماميه ، شيخ مفيد بر اين گفته چنين اظهار نظر كرده است : « عمر با اين گفته ، مىخواست معاويه و عمرو بن عاص را به طلب خلافت تشويق كند و طمع آنها را در آن برانگيزاند ، زيرا معاويه عامل و امير وى در شام و عمرو بن عاص ، عامل و امير او در مصر بودند و او ترسيد كه اگر عثمان ضعيف شود ، امر خلافت به على بر گردد ، پس اين سخن را بر زبان راند تا مردم آن را به آن دو كه در مصر و شام بودند ، برسانند و آنها در صورتى كه امر خلافت به على برسد ، بر آن دو سرزمين ، مستولى شوند . . . » . ( 3 ) موضعگيرى امام عليه السّلام امام امير المؤمنين عليه السّلام به رنج آمد و بسيار اندوهگين گشت و دانست كه شورا توطئه و حيلهاى بيش نيست كه براى دور كردن امر خلافت از وى طرح طرحريزى شده است . آن حضرت با عمويش عباس روبهرو شد و بىمقدمه به وى فرمود : « اى عمو ! امر خلافت از ما دور شده است » . او گفت : « چه كسى تو را با خبر ساخته است ؟ » . حضرت فرمود : « وى مرا با عثمان مقارن ساخته و گفته است كه با اكثريت