الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
389
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
باشيد و سپس گفت : با عبد الرحمن باشيد ، سعد هم با عموزادهاش عبد الرحمن مخالفت نمىكند و عبد الرحمن داماد عثمان است كه با هم مختلف نمىشوند . پس ، يا عبد الرحمن آن را به عثمان مىسپارد و يا عثمان به عبد الرحمن . . . « 1 » » . ( 1 ) فراست امام ، صادق گشت ، زيرا عبد الرحمن بنا به مصلحت خويش و به اميد اينكه خلافت بعدا به وى بازگردد ، امر خلافت را به عثمان سپرد . شورا با شيوهء منحطش ، توطئهاى آشكار و بىپرده بود كه بر ضد جانشين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و باب مدينهء علم آن حضرت ، طرّاحى گرديد . ( 2 ) امام كاشف الغطاء رحمه اللّه مىگويد : « شورا با جوهر و حقيقت آن ، توطئهاى واقعى و شورايى صورى بود كه مهارتى برجسته براى تحميل عثمان به عنوان خليفه بر مسلمين و به رغم آنان بود كه با تدبيرى جالب توجه براى اسلام و مسلمين مصيبت بدون بازگشتى به بار آورد . . . » . ( 3 ) اين توطئه ، قلب امام عليه السّلام را سوزاند و كينههاى قريشى ، غمهايش را بر انگيخت تا آنجا كه سالهاى بعد در مورد آن سخن گفت و فرمود : « آنگاه كه وى ( يعنى عمر ) درگذشت ، آن را به عهدهء جمعى قرار داد كه ادعا كرد من يكى از آنها هستم ، پس خداوند داد مرا از شورا بگيرد ، چه وقت دربارهء من مشكلى در برابر نخستين آنها بود كه اينك با چنين نمونههايى ، همرديف قرار داده شوم . . . » . ( 4 ) آرى به خدا اى امير المؤمنين ! چه كسى شك داشته است كه تو برترين مسلمين و عظيمترين آنان در جهاد و پيشتازترين آنها در اسلام هستى ، اما آه بر زمانه ! و بدا به حال روزگار كه تو را با چنين كسانى مقارن ساخته است ، كسانى كه امّت را از عدالت و مواهبت ، محروم نمودند .
--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ 4 / 229 - 230 .