الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
370
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) و اين مطلب را چنين مؤكد ساختند كه ابو لؤلؤ ، قاتل وى ، غلام مغيرة بن شعبه بوده و رابطهء مغيره با امويان بسيار محكم بوده است و من فكر مىكنم كه اين نظريه هيچ نشانى از تحقيق در بر ندارد ؛ زيرا رابطهء عمر با امويان ، طبيعى و محكم بوده و ميان آنان هيچگونه رقابت و ناخوشايندى روى نداده و عمر نسبت به آنان تمايل فراوان داشته و بزرگان آنها را به عنوان حاكمان سرزمينها و اقاليم اسلامى تعيين نموده بود ، همچون يزيد بن ابى سفيان ، سعيد بن ابى العاص و معاويه و اموال هيچيك از آنان را بالمناصفه نگرفت آنگونه كه اموال ديگر عمّال خود را با آنان نصف كرد ، بلكه حتى به مسائل زنان آنان نيز توجه داشت به طورى كه به هند دختر عتبه ، مادر معاويه ، از بيت المال ، چهار هزار تحويل داد تا با آنها تجارت كند « 1 » . ( 2 ) بنابراين ، عمر ، هيچ عملى انجام نداده بود كه با منافع و اطماع آنان منافات داشته باشد ، پس چگونه ممكن است كه آنها توطئهاى براى ترور وى ترتيب داده باشند ؟ ( 3 ) به هر حال ، آنچه مسلّم است اينكه ابو لؤلؤ خود اقدام به اين عمل نمود و نه با انگيزهاى اموى و علل اين امر ، به اعتقاد ما اين است كه وى جوانى بوده كه براى ملت و ميهنش در سوز و گداز بود ؛ زيرا سرزمين خود را مىديد كه چگونه گشوده شد و عظمت قومش بر باد رفت و عزتشان درهم پيچيده شد و عمر را مىديد كه چگونه در تحقير فارسيان و ناچيز شمردن آنها مبالغه مىكرد به طورى كه آرزوى مىنمود كه ميان وى و فارسيان ، كوهى آهنين باشد . و بر آنها ممنوع كرده بود كه وارد مدينه شوند مگر آنها كه به سن بلوغ نرسيده باشند « 2 » و فتواى
--> ( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 3 / 62 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه 12 / 185 .