الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
321
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
نيايد كه كتاب خداوند - جلّ شانه - آن را در بامداد و شامگاه به فرياد و فغان و به تلاوت و بيان ، به گوش شما رسانده و پيش از او بر پيامبران و فرستادگان خداوند ، گذشته و اين حكمى قطعى و قضائى حتمى است كه : « محمد جز پيامبرى نيست كه پيش از او رسولانى بودهاند پس اگر بميرد و يا كشته شود به گذشتهء خويش بازمىگرديد و هر كس به گذشته خويش بازگردد ، زيانى به خدا نمىرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد » . ( 1 ) آنگاه به تشويق انصار پرداخت و آنان را به ياد جهاد درخشان و تلاش روشنگرشان در يارى رساندن به اسلام و حمايت از اهداف و اصول آن انداخت و از آنان خواست تا به پا خيزند و در برابر نظام حاكم بشورند ، پس فرمود : « آه اى فرزندان بزرگان ! آيا ميراث پدرم را به ناحق از من بستانند و شما مىبينيد و مىشنويد و در جلسات و مجالس خود مىنشينيد در حالى كه دعوت ، شما را در بر مىگيرد و اطلاع از موضوع ، شاملتان مىشود و شما عدهاى زياد و با ساز و برگى فراوان و وسايل و قدرت داريد و سلاح و ابزار كارزار در اختيارتان مىباشد ، فراخوانده مىشويد اما پاسخى نمىدهيد ؟ فرياد را مىشنويد اما به كمك برنمىخيزيد در حالى كه شما به كارزار ، موصوف و به خير و صلاح ، معروف شدهايد . ( 2 ) شما آن گروه برگزيده و ويژگان خاص ما اهل بيت هستيد ، با عربها نبرد كرده و سختى و رنج را تحمل كردهايد . با امتها كارزار نموديد و با ظلمتها به ستيز برخاستيد و ما پيوسته به شما امر مىكرديم و شما فرمان مىبرديد تا اينكه كار اسلام بالا گرفت و روزگار ، به مراد گشت و فرياد شرك ، خاموش و غرّش تباهى ، آرام شد و شعلههاى كفر ، فرو نشست و دعوت باطل از بين رفت و نظام دين محكم شد ، پس اينك بعد از آن اظهار ، سكوت اختيار كرده و بعد از آن