الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

317

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

ابلاغ نفرموده بود . ( 1 ) 5 - اگر اين حديث به هر مقدارى صحت مىداشت ، بر امّهات مؤمنين پنهان نمىماند در حالى كه آنها به « عثمان بن عفان » پيغام داده بودند تا ارثشان از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را براى آنان درخواست كند . . . اينها ايراداتى است كه در برابر اين حديث قرار دارند و آن را از نظر ضعف ، در پايين‌ترين جايگاه قرار داده‌اند . ( 2 ) گفتگوى حضرت زهرا عليها السّلام با ابو بكر دنيا بر پارهء تن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنگ شد و از اقدامات سهمگينى كه ابو بكر بر ضد وى به كار گرفته بود ، به شدّت ناتوان گرديد . راويان مىگويند آن حضرت ، به خشم آمد و مقنعه بر سر كرد و چادر به خود پيچيد و همراه با جمعى از زنان خويشاوند و اطرافيان خويش در حالى كه پاى بر جامه‌هاى بلند خود مىنهاد و در راه رفتن همچون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گام برمىداشت ، پيش آمد تا اينكه بر ابو بكر وارد شد در حالى كه عدّهء زيادى از مهاجرين ، انصار و ديگران نزد او بودند . پرده‌اى در برابرش كشيده شد و آن حضرت آهى كشيد كه آن قوم از آن ناله ، سخت گريستند و مجلس ، متلاطم گشت . به آنان مهلت داد تا گريه‌هايشان آرام گيرد و آشوب اشكشان به پايان آيد . آنگاه سخن خويش را با حمد و ستايش پروردگار آغاز نمود و همچون سيل روان ، خطابهء خود را ادامه داد آن‌گونه كه كسى شيواتر و رساتر از سخن وى نشنيده بود . ( 3 ) حضرت زهرا عليها السّلام در سخنرانى بىنظيرش دربارهء معارف و فلسفهء اسلام سخن گفت و به بيان علل احكام و حكمت تشريعات اسلامى پرداخت و اوضاع