الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
311
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) اجبار نمودن على عليه السّلام براى بيعت نظر قوم بر اين قرار گرفت كه امام عليه السّلام را به بيعت با ابو بكر مجبور و وادار سازند ! پس گروهى از مأموران را فرستادند و خانهء آن حضرت را محاصره نموده و او را از آن با بىاحترامى خارج ساختند و نزد ابو بكر بردند . آن قوم به شدّت بر او فرياد كشيدند : « با ابو بكر بيعت كن ! » . ( 2 ) امام با منطق سرشارش در حالى كه از جبروت و قدرت آنان بيمناك نبود ، به آنان پاسخ داد : « من به اين امر از شما شايستهتر هستم . با شما بيعت نمىكنم در حالى كه شما به بيعت با من سزاوارتر هستيد . اين امر را از انصار گرفتيد و براى آنان نزديكى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را حجت قرار داديد و اينك آن را از ما اهل بيت ، غاصبانه مىگيريد ! ! مگر شما در برابر انصار مدّعى نشديد كه از آنها نسبت به اين امر اولى هستيد ، زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از شما بوده است و آنان رهبرى را به شما دادند و فرماندهى را به شما سپردند ؟ و من شما را حجتى مىآورم به همان گونه كه شما براى انصار حجت آورديد . ما به رسول خدا زنده و مرده ، اولى هستيم ، پس به ما انصاف دهيد اگر ايمان داشته باشيد و در غير اين صورت ، ستم را پيشه كنيد در حالى كه خود مىدانيد . . . » . ( 3 ) امام عليه السّلام با اين القاى حجت برجسته ، مسائل را روشن ساخت و بر اينكه آن حضرت به امر خلافت شايستهتر و اولى از آنان مىباشد ، دليل آورد ؛ زيرا وى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزديكتر و مقربتر از ديگران است و نزديكى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همان چيزى است كه آن قوم براى غلبه بر انصار به آن دست يازيدند در حالى كه اين امر در امام بيش از ديگران فراهم بوده است از اين جهت كه وى عموزادهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و داماد آن حضرت مىباشد .