الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

304

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) شادى قريشيان هنگامى كه حكومت به ابو بكر رسيد ، قريش شادمان گشته اين امر را براى خود يك پيروزى به حساب آوردند ؛ زيرا آمال و رؤياهاى آنان محقق گشته بود . « ابو عبرهء قرشى » شادى قريش را با اين گفتهء خود ، چنين بيان مىكند : شكرا لمن هو بالثناء حقيق * ذهب اللجاج و بويع الصديق من بعد ما زلّت بسعد نعله * و رجا رجاء دونه العيوق ان الخلافة فى قريش ما لكم * فيها و رب محمد معروق « 1 » « سپاس آن را كه شايستهء ستايش است ، لجاجت رفت و با صدّيق ، بيعت شد ! » . « پس از آنكه پاى سعد لغزيد و اميدى داشت كه ستارهء عيوق از آن پايين‌تر است ! » . « خلافت در قريش است ، شما را در آن ، سوگند به خداى محمد ! سهمى نيست » . در اين شعر ، از انصار بدگويى شده و از محروم شدن آنان از خلافت ، بسيار اظهار شادمانى گشته است . . . ( 2 ) و از جمله كسانى كه از بيعت ابو بكر اظهار شادمانى نموده‌اند ، « عمرو عاص » بوده كه در آن وقت در مدينه حضور نداشت و در سفر بود ، هنگامى كه از سفر بازگشت و شنيد كه با ابو بكر بيعت شده است ، گفت : قل لأوس اذا جئتها * و قل اذا ما جئت للخزرج

--> ( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة 2 / 8 . الموفقيات ، ص 579 - 580 .