الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

239

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

خود را به وسيلهء آن از گرما حفظ كند . ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد مردم جمع شوند و با آنها نماز خواند و پس از آنكه نماز به پايان رسيد ، فرمان داد تا با كجاوه‌هاى شتران ، منبرى براى آن حضرت برقرار نمايند . آنان چنين كردند و پيامبر بالاى آن منبر رفت و تعداد حاضران - بنا به گفتهء مورخان ، يكصد هزار يا بيشتر بودند - آنها با دلهايشان به سوى پيامبر متوجه شدند تا خطابه‌اش را بشنوند . ( 2 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از سختيها و رنجهايى كه در راه هدايت و نجات دادن آنها از زندگى جاهلى به سوى زندگى شرافتمندانه‌اى كه اسلام آورده ، تحمل كرده بود ، سخن راند و برخى از احكام دينى را بيان كرد و آنان را به مراعات آنها در زندگيشان ملزم ساخت . سپس به آنها فرمود : « بنگريد كه پس از من چگونه با ثقلين رفتار خواهيد كرد ؟ » . شخصى از ميان مردم فرياد زد : اى رسول خدا ! ثقلين چيستند ؟ ( 3 ) حضرت فرمود : « ثقل بزرگتر ، كتاب خداست كه يك طرف آن در دست خداى عز و جل و طرف ديگرش در دست شماست ، پس به آن چنگ زنيد و گمراه نشويد . و ثقل كوچكتر ، عترت من هستند . لطيف خبير به من اطلاع داده است كه آنها از هم جدا نمىشوند تا اينكه كنار حوض بر من وارد شوند و من اين را براى آن دو از پروردگارم خواسته‌ام ، پس بر آنها پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و نسبت به آنها كوتاهى مكنيد كه هلاك مىگرديد . . . » ( 4 ) سپس دست وصى و دروازهء شهر علمش ، امام امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت تا ولايتش را بر همهء مردم واجب گرداند . تا آنجا كه سفيدى زير بغلهايشان پيدا شد و مردم به آن دو نگاه مىكردند ، پس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله صداى خود را بلند كرد