الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
21
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و اندوه و سوگ را در نفوس آنان زنده مىسازد . . . . ( 1 ) اين حادثهء عظيم ، نتيجهء اتفاق و يا امرى ناگهانى نبوده بلكه نتيجهء حتمى آن ، حوادث هولناكى بود كه آگاهى اسلامى را خاموش ساخت و احساس مسئوليت را كشت و مسلمين را به صورت اشباحى مبهم و اعصابى سست و تهى از زندگى و احساس ، در آورد ، روح خوارى و شكست بر آنها چيره شد و اثرى از روح اسلام و هدايت آن در وجودشان باقى نمانده بود ، مهمترين دليل بر اين امر اين است كه فرزند دخت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ريحانهء آن حضرت در روز آشكار ، كشته شد و سر او را بالاى نيزهها در مناطق و شهرها گرداندند در حالى كه خانوادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همراه آن ، اسير بودند ، ستر آنان هتك شد و چهرههايشان آشكار شده بود كه دور و نزديك بر آنها چشم مىدوخت ولى اين امر ، حميّت مسلمين را برنينگيخت تا بر حكم يزيد دست به شورش زنند و انتقام فرزند دخت پيامبرشان را بگيرند . و خداوند « دعبل خزاعى » را رحمت كند آنگاه كه مىگويد : رأس ابن بنت محمد و وصيه * يا للرجال على قناة يرفع و المسلمون بمنظر و بمسمع * لا جازع من ذا و لا متخشع « 1 » « سر فرزند دخت محمد و وصى او ، اى مردان ! بر نيزهاى بالا برده مىشود » . « در حالى كه مسلمين مىبينند و مىشنوند ، نه كسى از اين امر به خشم مىآيد و نه دلى شكسته مىشود » . ( 2 ) فاجعهء كربلا پيش نيامد مگر بعد از اينكه امت ، تخدير شده و رفتارش
--> ( 1 ) دعبل بن على خزاعى ، ديوان ، ص 225 .