الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
18
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
بدان دست يازيده و هيچكدام از مفاهيم زندهء آن در واقعيت زندگى عمومى مسلمين نمايان نبوده است . قدرتهايش از كار افتاد ، نور آن خاموش گشت و سنتش هتك گرديد و از آن جز شبحى بىحركت باقى نماند و همچنان در حال نابودى بود كه سلطهء حاكم در جلسات عامه و خاصهاش اعلام كرد : نه دينى ، نه اسلامى ، نه وحيى و نه كتابى وجود دارد . ( 1 ) « يزيد بن معاويه » مىگويد : لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل « بنى هاشم در مملكت بازى كردند ، نه خبرى آمده و نه وحيى نازل شده است ! ! » . ( 2 ) « وليد بن يزيد » مىگويد : تلعب بالخلافة هاشمى * بلا وحى اتاه و لا كتاب « 1 » « فردى از بنى هاشم در خلافت بازى كرد بدون اينكه وحيى و يا كتابى به او رسيده باشد » . و اگر ما آنچه را كه در اين زمينه از آنها رسيده است مورد بررسى قرار دهيم ، چيزى جز كفر و الحاد و خروج از دين نخواهيم ديد و كمتر كسى از آنها را خواهيم يافت كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته و يا براى اسلام ، ارزشى قايل باشد . ( 3 ) بدون شك ، هيچ كورسويى از نور اسلام در دلها و مشاعرشان وارد نشده بلكه نفوس آنان همچنان از روح جاهلى و تعصبات آن ، پر مانده و هيچيك از آثار و علايم كفر بعد از اجبارشان به اسلام ، در آنان دگرگون نشده بود . آنها نسبت به
--> ( 1 ) مروج الذهب 3 / 216 .