الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

155

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« من عموزاده‌ام را كشته‌ام و از من ديه خواسته‌اند ، آيا چيزى به من مىدهى ؟ » . عتبه ، سر خود را به طرف وى بالا برد و به غلام خود گفت : صد درهم به وى بده . اعرابى به او گفت : من چيزى جز ديهء كامل نمىخواهم . ( 1 ) عتبه ، اعتنايى به وى نكرد و اعرابى نااميد از پيش وى دور شد و با ابن زبير روبه‌رو گشت و داستان خود را بر او عرضه داشت و او دويست درهم برايش دستور داد ، اما اعرابى آنها را به وى بازگردانيد و به سوى حضرت حسين عليه السّلام رفت و نياز خود را به آن حضرت عرض كرد . حضرت دستور داد تا ده هزار درهم به وى بدهند و به او فرمود : « اينها براى اين است كه قرضهايت را بدهى » . و دستور داد تا ده هزار درهم ديگر به او بدهند و فرمود : « اينها براى اين است كه به وضع خود سر و سامان دهى و احوال خود را نيكو گردانى و از آنها بر خانواده‌ات انفاق نمايى » . ( 2 ) اعرابى به شدت شادمان گشت و لب به سخن گشود و گفت : طربت و ما هاج لى معبق * و لا لى مقام و لا معشق و لكن طربت لآل الرسو * ل فلذّ لى الشعر و المنطق هم الأكرمون الانجبون * نجوم السماء بهم تشرق سبقت الانام الى المكرمات * و انت الجواد فلا تلحق ابوك الذي ساد بالمكرمات * فقصر عن سبقه السبق به فتح اللّه باب الرشاد * و باب الفساد بكم مغلق « 1 » « طرب يافتم در حالى كه بوى خوشى به مشامش نرسيده و نه اينكه داراى

--> ( 1 ) بحرانى ، عقد اللئال فى مناقب الآل .