الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
156
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
مقامى و يا دچار عشقى شده باشم » . « اما براى آل پيامبر آمدم و شعر و گفتار برايم زيبا گشت » . « آنان كريمان و نجيبانند كه ستارگان آسمان به آنها مىدرخشند » . « تو از همهء مردم به سوى بزرگواريها پيش افتاده و تو بخشندهاى هستى كه هيچ كس به تو نمىرسد » . « پدر تو با بزرگواريها سرورى يافت و پيشتازان از رسيدن به وى بازماندند » . « به وسيلهء او خداوند در هدايت را گشود و در تباهى به وسيلهء شما بسته شده است » . ( 1 ) 4 - با يك اعرابى : مردى اعرابى به سوى آن حضرت آمد و بر او سلام كرد و از او حاجت خود را خواست و گفت : از جدت شنيدم كه مىفرمود : « هرگاه حاجتى خواستيد ، آن را از چهار تن بخواهيد : يا عربى شريف ، يا سرورى بخشنده ، يا حامل قرآن و يا دارندهء چهرهاى خوش منظر . امّا عرب ، به جدّت شرافت يافت و اما كرم ، راه و رسم شماست و اما قرآن در خانههايتان نازل شد و اما چهرهء نيكو ، من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را شنيدم كه مىفرمود : هرگاه خواستيد به من نگاه كنيد ، پس به حسن و حسين بنگريد » . ( 2 ) حضرت حسين عليه السّلام به وى گفت : « حاجت تو چيست ؟ » . اعرابى آن را بر روى زمين نوشت . حضرت حسين عليه السّلام به او فرمود : « از پدرم حضرت على شنيدم كه مىفرمود : نيكى به قدر معرفت باشد ، پس من سه مسأله از تو مىپرسم ، اگر يكى از آنها را جواب دادى ، يك سوم آنچه نزد من است ، براى تو خواهد بود و اگر دو سؤال را پاسخ گفتى ، دو سوم آنچه نزد من است از آن تو باشد و اگر هر سه را پاسخ دادى ، همهء آنچه پيش من است براى