الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

154

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

پس امام عليه السّلام به اداى دين وى ، پيش از فوتش شتافت « 1 » در حالى كه از اسامه چشم‌پوشى كرده بود ؛ زيرا وى از كسانى بود كه از بيعت با پدرش خوددارى نمودند ، ولى امام با وى معامله به مثل ننمود ، بلكه نسبت به وى نيكى روا داشت . ( 1 ) 2 - با يكى از كنيزانش : « انس » روايت كرده : نزد حسين بودم كه كنيزى بر او وارد شد در حالى كه بستهء ريحانى در دست داشت و آن را به حضرت تقديم كرد . حضرت به وى فرمود : « تو در راه خداى تعالى آزاد هستى » . انس ، دچار شگفتى شد و گفت : كنيزى بستهء ريحانى براى تو مىآورد و تو او را آزاد مىكنى ؟ ! ! حضرت فرمود : خداوند ما را اين گونه مؤدب كرده ، خداى تعالى فرموده است : « و هرگاه درودى به شما فرستاده شود ، به بهتر از آن پاسخ دهيد يا اينكه آن را بازگوييد . و بهتر از آن ، آزاديش بوده است » « 2 » . و با اين سخاوتمندى و اخلاق و الا ، دلهاى مسلمين را به دست آورد و آنان شيفتهء دوستى و ولايش گشتند . ( 2 ) 3 - با يك وامدار : امام حسين عليه السّلام در مسجد جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روزگار پس از وفات برادرش حضرت حسن عليه السّلام نشسته بود . عبد اللّه بن زبير و نيز عتبة بن ابى سفيان ، هر كدام در گوشه‌اى از مسجد نشسته بودند . مردى اعرابى سوار بر شترى آمد ، آن را بست و وارد مسجد شد و بالاى سر عتبة بن ابى سفيان ايستاد و بر او سلام كرد . وى سلامش را پاسخ داد ، آنگاه اعرابى گفت :

--> ( 1 ) اعيان الشيعة 1 / 579 . ( 2 ) ابن صباغ ، الفصول المهمة ، ص 177 .