الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

12

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و اجتماعى ، پنهان شد و مىرفت تا رسالت اسلام با ارزشها ، الگوها و پايه‌هايش ، درهم پيچيده شود . ( 1 ) اما فرياد تو - اى فاتح بزرگ ! - بر خاست و پژواكش همهء انحاى جهان اسلامى را در بر گرفت ؛ با ندايى كه فجرى نو و روزى جديد را اعلام مىكرد تا انسان مسلمان ، رسالتش را از سر گيرد ، تاريخش را آغاز كند ، كرامتش را بسازد ، رفتارش را نيكو گرداند ، غبار خوارى و ننگ بردگى را از خود دور كند و در ميدانهاى آزادگى ، رها شود تا در بناى تمدن مشاركت نمايد و به كاروان تاريخ بپيوندد . ( 2 ) سرور آزاد مردان ، با انقلاب بزرگش با طبيعت بشرى كه اسير غرايز و عواطف بود و خود از آنها رها گشته و ديگر هيچ‌گونه تسلط و قدرتى بر او نداشت ، به ستيز برخاست . قواى روحيش با سرشتى شگفت‌آور به وى امكان داد تا راه جاويدانش را بگشايد و اعجاز را محقق سازد و با ايمانى نامحدود ، سخن خدا را بگويد . ( 3 ) آرى ، اين ايمان است كه بر همهء ابعاد تفكر و اركان ذاتياتش چيره گشته بود و حوادث هولناك آن فجايع را بر او آسان ساخت ؛ فجايعى كه دلها را آب مىكند و انديشه را سرگردان و حيرت زده مىسازد . . . آنجا كه وى يارانش را ديد كه در برابرش به سوى مرگ مىشتافتند ، آنها كه تاريخ ، انسانى راستگوتر ، اصيل‌تر و باوفاتر از آنان كه به خود نديده بود . . . ستارگان اهل بيت و فرزندانش را مىديد كه در بهار عمر و عنفوان شباب ، طعمهء شمشيرها و نيزه‌ها مىشدند .