الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

114

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« ابن عباس » مىگفت : « ما شكى نداشتيم و اهل بيت فراوان بودند كه حسين بن على در طف كشته مىشود » « 1 » . ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در چند موضع بخاطر سختيها و فجايعى كه دلها را آب مىكند و بر ريحانه‌اش خواهد گذشت ، به سختى و با سوز دل گريست . در اينجا مرورى بر آن اخبار مىكنيم : ( 2 ) 1 - « ام فضل دختر حارث » روايت كرده : حسين در بغل من بود كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شدم در حالى كه حسين را با خود داشتم . پس او را در دامن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گذاشتم ، سپس متوجه شدم كه چشمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از اشك لبريز شده‌اند . به آن حضرت گفتم : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم فداى تو باد ! تو را چه مىشود ؟ ( 3 ) حضرت فرمود : « جبرئيل نزد من آمد و مرا خبر داد كه امتم اين پسرم را خواهند كشت » . ام فضل پريشان گشت و گفت : اين كشته مىشود ؟ و به حسين اشاره نمود . ( 4 ) حضرت فرمود : آرى . و جبرئيل تربتى سرخ رنگ از تربتش را براى من آورد « 2 » . ام فضل به گريه پرداخت و غم و اندوهى فراوان بر او دست يافت .

--> ( 1 ) حاكم ، مستدرك 3 / 179 . ( 2 ) حاكم ، مستدرك 3 / 176 . و در روايت ابن عساكر 13 / 62 از ام فضل است كه گفت : روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر من وارد شد در حالى كه حسين نزد من بود . پس او را گرفت و مدتى وى را بازى داد ، سپس چشمانش اشكبار شدند ، به او گفتم : چه چيزى تو را مىگرياند ؟ فرمود : « اين جبرئيل است كه مرا خبر مىدهد امتم اين پسرم را مىكشند » .