الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

106

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) 6 - « سلمان فارسى » روايت كرده : شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه مىفرمود : « حسن و حسين دو پسرم هستند ، هر كس آنها را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد ، خداوند او را دوست مىدارد و هر كس را خداوند دوست بدارد ، او را به بهشت وارد مىسازد و هر كه آنان را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته و هر كس مرا دشمن بدارد ، خداوند او را دشمن مىداند و هر كه را خداوند دشمن بدارد ، او را به جهنم وارد مىسازد . . . « 1 » » . ( 2 ) 7 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حال خطبه بود كه حسن و حسين آمدند در حالى كه دو پيراهن قرمز رنگ پوشيده بودند و راه مىرفتند و پايشان به زمين برخورد مىكرد ، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از منبر پايين آمد و آنها را برداشت و نزد خود گذاشت و فرمود : « راست گفت خداوند ، آنجا كه مىفرمايد : همانا اموال و فرزندانتان فتنه هستند ، به اين دو كودك نگاه كردم كه راه مىرفتند و پايشان به زمين برخورد مىكرد ، پس صبر نكردم تا اينكه سخنم را قطع نمودم و آنها را برداشتم . . . « 2 » » .

--> ( 1 ) حاكم ، مستدرك 3 / 166 . و با اندكى تغيير ، هيثمى آن را در مجمعش آورده 9 / 111 . و نيز متقى آن را در كنز العمال 12 / 120 روايت كرده و در سنن ابن ماجه 1 / 51 از ابو هريره ، گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « هر كس حسن و حسين را دوست بدارد ، مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمن باشد ، مرا دشمن داشته است » . و در تهذيب التهذيب در شرح حال نصر بن على ازدى ، على بن صواف از عبد اللّه بن احمد روايت كرده كه نصر حديث گفته است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست حسن و حسين را گرفت و گفت : « هر كس مرا دوست بدارد و اينها و پدرشان را دوست بدارد ، همراه من در روز قيامت در درجه‌ام خواهد بود » . هنگامى كه متوكل آن را شنيد ، دستور داد او را هزار تازيانه بزنند . پس جعفر بن عبد الواحد با وى درباره‌اش سخن گفت و به او مىگفت : اين ، از اهل سنّت است و همچنان با وى بود تا او را رها كرد . ( 2 ) ترمذى ، صحيح 5 / 658 . نسائى ، صحيح 3 / 108 . حاكم ، مستدرك 1 / 287 . ابى داوود ، صحيح 1 / 290 . احمد بن حنبل ، مسند 5 / 354 . بيهقى ، سنن 3 / 218 . اسد الغابة 2 / 12 . كنز العمال 12 / 114 ، نسائى ، سنن 3 / 108 و در الصواعق المحرقة ، ص 191 .