الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

52

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

به شرط جنگ با تجاوزكاران ندارد زيرا همه چيز در كتاب خدا و سنت رسول بيان شده است به اين جهت با نرمى و مهربانى فرمود ( بر كتاب خدا و سنت پيامبرش كه همهء شرايط را در بر دارد ) « 1 » ( 1 ) ابن قتيبه مىنويسد ، هر گروهى كه ميخواستند بيعت كنند امام به آنها مىفرمود : ( با من بر مبناى پذيرش و شنوائى و فرمانبرى بيعت كنيد و با هر كس كه جنگ مىكنم بجنگيد و با هر كس صلح مىكنم صلح كنيد ) چون مردم اين سخن را شنيدند از بيعت سرباز زدند و دست از آن كشيدند و امام هم دست خود را نگهداشت « 2 » مردم بجانب حسين ( ع ) روى آوردند و فرياد زدند دستت را بگشا تا همچنانكه با پدرت بيعت كرديم با تو نيز بيعت كنيم و با تجاوزكاران گمراه شامى بجنگيم ، حسين ( ع ) آنها را از خود راند و فرمود : ( به خدا پناه ميبرم كه بيعت شما را تا برادرم حسن زنده است بپذيرم ) . چون حسين ( ع ) دعوت آنها را نپذيرفت بناچار با ناراحتى بيعت حسن ( ع ) را پذيرفتند ولى اين سخن بعيد و نادرست مىآيد

--> ( 1 ) - تاريخ ابن اثير ، تاريخ ابن خلدون ( 2 ) - بيعت عبارت از پيمانى است كه مردم با پيشواى خود مىبندند و امور رهبرى را به او واميگذارند و تسليم امر او ميشوند و با او مخالفتى نمىكنند و در ادارهء امور اجتماعى مطيع نظر او هستند و در موقع بيعت به منظور تأكيد اين اين پيمان دست خود را در دست او ميگذارند ، مثل خريدار و فروشنده‌اى كه كه عقد معامله‌اى را مىبندند چنان كه ابن خلدون در مقدمه‌اش بيان كرده است و بيعت نوعى قرارداد اجتماعى است ، چنان كه ژان ژاك روسو هم بيان داشته و اين نظريه نشان ميدهد كه تشكيل يك اجتماع و امت بر اساس قراردادى است كه بين افراد صورت مىپذيرد و هر فردى كه داخل اجتماع مىشود در واقع پيمانى با آنها مىبندد و عضوى از اجتماع ملت مىشود و ژان ژاك روسو بر اساس اين نظريه استدلال كرده و صريحاً به بررسى جوانب آن در كتاب قراردادهاى اجتماعى پرداخته است