الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

36

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

استشمام ميكرد و نور خدائى را در پيشانى بلندشان مىديد و در اينجاست كه ميدانيم و واجب است بدانيم كه حسن و حسين ( ع ) نورى يگانه‌اند و يكى را بر ديگرى به اندازهء يك سر موى نبايد ترجيح داد . هر يك از آنها به ايفاى فريضهء امامت خويش قيام كردند و رسالت خود را به نيكوئى و تمامى انجام دادند و برنامه‌اى را كه از طرف پدر و نيايشان از نخستين روز امامتشان طرح شده بود اجرا كردند . ( 1 ) اگر بخواهيم شناخت حسن ع را گسترده‌تر درك كنيم و دليرى و جنگاورى و نيروى قلب و توان روياروئى و برهان رسا و بىاعتنائيش را به پول و رياست و شكوه حكومت ظاهرى دريابيم بايد بسخنان استوار و نامه‌هاى صريح او توجه كنيم و گفتار و بحث‌هاى آتشين حضرتش را با بزرگان منافقان و سردمداران كافر حق ناشناس در حضور معاويه نگاه كنيم ، موقعى كه معاويه آنها را با حضرت حسن بمعارضه انداخت تا از آن جدل لذت ببرد و بر چانهء حاشيه‌نشينان ياوه‌گويش بخندد اشخاص حقه‌باز و پرلافى مثل عمرو عاص و پسر شعبه و مروان و ديگران از عناصر جهنمى زشتكارى كه يك لحظه به خدا ايمان نياوردند ، در چنين هنگامه‌اى عظمت روحى امام و بلندى مقامش همچون موجى كه از اقيانوس برمىخيزد مشخص شد و اگر از اينهم بيشتر بخواهيم بايد گفتارش را در بستر شهادت ارزيابى كنيم ، هنگامى كه ميخواست از زندان اين تيره خاكدان به اوج ملكوت پرواز كند و سخنانى كه بدان هنگام به برادرش محمد حنفيه دربارهء حضرت حسين بيان داشت آنجاست كه اسرار امامت گشوده مىشود و پرتو روشنگر حقايق پيشوائى و رهبرى چهره مينمايد و اصالت آسمانى نبوت و ولايت كليهء الهيه بازشناخته مىشود و مشخص ميگردد كه حقيقت ولايت در انحصار خدا و رسول و على ع و فرزندان اوست چنان كه قرآن مجيد مىسرايد ( پيامبر به مؤمنان از جانهاى آنها برتر