الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

35

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

بنوبت آخر جگرش پاره پاره مىشود و پس از آن حسينش كه نمونهء عالى فداكارى و شهادت است در راه نگهبانى آئين جدش فدا مىشود و با سينه و گلوگاه و سرش به پيشواز شمشيرها و نيزه‌ها و پيكانهاى دشمن ميرود تا اسلام را از نقشه‌هاى خطرناك فريب بنى اميه كه براى نابودى دين و كندن ريشهء آن در سر دارند نگه دارد . ( 1 ) او جان خويش و ياران و فرزندانش را كه چهره‌هاى خجسته عاليترين هدف‌هاى ارزندهء ايمانى بودند براى نگهدارى اسلام و بنيانهاى استوارش از هجوم ويرانگر بنى اميه به رنج و خطر انداخت تا اينكه اسلام از اين خطر سالم ماند و فروغ تابنده‌اش دامن گسترد و حقايقش آشكار شد و كافران نابود شدند و تبهكاران بخسران افتادند و كلمهء اللّه برترى و اعتلا يافت و كلمهء دشمنان خدا فروكش كرد و همهء مسلمانان از نخستين روزگار اسلام تا كنون بلكه تا دامان رستاخيز وام‌دار و گروكان سپاس و امتنان اين دو پيشواى بزرگند و اگر اين دو قربانى بزرگ و بىمانند تاريخ نمىبود بلى اگر اين دو پيشواى بزرگ فداى هدفهاى عالى اسلامى و انسانى نمىشدند ، بر اثر تبهكارى و تلاش زشت بنى اميه ، دوباره مردمان به همان آئين جاهلى نخستين بازمىگشتند بلكه بدتر و واژگون‌تر . در اين صورت رفتار پيامبر نسبت بفرزندان فداكارش و مهر و بزرگداشتى كه دربارهء آنان مبذول مىداشت هرگز غريب و شگفت‌انگيز نمىنمايد و چون پيامبر ، پيش‌آمدهاى دردناكى را كه در انتظار فرزندانش بود مىشناخت ، بلكه بمعاينه مىديديد و مجاهدت تلخ و گدازنده‌اى را كه در راه حفظ آئينش انجام مىشد بدرستى احساس ميكرد به همين جهت آنها را در آغوش مىفشرد و مىبوئيد و مىگفت ( اينها دو فرزندان من و دسته‌هاى گل خوش‌بوى من هستند ) و به يقين كه پيغمبر عطر روحانى الهى را از وجود آنها