الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

25

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

زشتى نمودار است . چرا آنها را نمىكشيد و از جان و ميهن خويش دفاع نمىكنيد . ( 1 ) او با چنين سخنانى قريش را بجنگ با پيامبر برمىانگيخت و در نهادشان آتش انقلاب را شعله‌ور ميساخت و چون دودمان اميه باسلام گرويدند ، رسول خداى بخطر و زيان آنان آگاه بود و به همين جهت ، « حكم ابن عاص » و فرزندش « مروان » را نفى بلد كرد و از مدينه تبعيد نمود . پيامبر شبى در خواب ديد كه بر منبر او خوكها و بوزينگان بالا ميروند و خدا چنين پيامى به او فرستاد : « وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ » و پس از چنين رؤيائى ديگر كسى پيامبر را در حال خنده نديد . « 3 » اينان را پيامبر بديده تحقير و پستى مينگريت و چنين آورده‌اند كه روزى پيغمبر با « ابو سفيان » مواجه گرديد درحالىكه وى سواره بود و « معاويه » و برادرش در پيش و پس مركب او را ميراندند . چون رسول اسلام آنها را ديد فرمود : خداوندا سوار و ركابدار و جلودار ، هر سه را لعنت فرماى « 4 » . و گويند زنى كه اراده همسرى با « معاويه » را داشت پيش پيامبر رفت تا مشورتى كند ولى رسول خداى او را از چنين اراده‌اى بازداشت و

--> ( 3 ) - تاريخ الخطيب ، جلد 9 ص 44 ، تفسير طبرى ، جلد 15 ص 17 ، اسد الغابه ، جلد 2 ص 24 - سورهء 17 ، آيهء 62 « و نگردانيديم آن خوابى كه نموديم ترا مگر فتنه‌اى براى مردمان » . ( 4 ) - تاريخ طبرى ، جلد 11 ص 357 كتاب نصر ابن مزاحم حرب صفين ص 344 .