سيد حسن مير جهانى طباطبائى

582

جنة العاصمة ( فارسي )

آن حضرت عليها السّلام تشبيه فرموده است آنها را به شترهاى بسيارى كه قائد آنها آنها را به نرمى و ملايمى سير دهد ، و به نحوى زمام آنها را بكشد كه دهن‌هاشان مجروح نشود ، و رنج و تعبى نبينند سواران آنها ، و ملالى نبينند سيردهنده‌هاى آنها ، و در خلال سير دادن آنها را به آبگاه خوب و فراوانى برسانند كه آب آن جارى باشد ، و مجراى آن گشاده باشد ، و پر باشد نهرهاى آن ، و مجراى آن را از دو طرف پر كند كه آب آن كدر و آلوده نشود ، و نظيف و خالى از گل و كثافت ، و در دو طرف آن مانعى نباشد كه نتوانند آب بياشامند بدون اينكه رانندهء آنها از آن نفع ببرد مگر به كمى از آن براى دفع حرارت و تسكين عطش خود . قولها عليها السّلام : لا يكلم خشاشه : اين صفتى است واضح‌كننده ؛ زيرا كه سير نرمى مستلزم آنست كه دهان مركوب مجروح نشود . و همچنين قول آن حضرت « لا يتعتع راكبه و لا يكل سائره و لا يمل راكبة » صفاتيست واضح‌كننده كه غرض از آن تأكيد و روشن كردن است ، و دليل بر اين است كه به نرمى سير كردن اقصى درجهء كمال است ، و در وصف آبگاه به اوصاف سه‌گانه « منهلا صافيا رويّا » تجوّز است حقيقة اوصاف آبى را كه در آبگاه است . و در فرمودهء آن حضرت « فطفح ضفتاه و لا يترنّق جانباه » : دليل است بر اينكه آب جارى است ، و اين براى آنست كه دو جانب آبگاه مناسب نهر جارى است از چشمه و نحو آن ، و مراد از جملهء اولى پر بودن نهر است بحدّى كه آب آن از دو طرف جارى است ، همچنانكه مقصود از صفت دوم صاف بودن اطراف نهر است و محل ورود از آن ، و پاكيزه بودن آن به جهت خالى بودن از گل و كثافات به نحوى كه به وارد شدن وارد آب آلوده نشود و به آشاميدن و ريختن بر طرف نهر گل‌آلود نشود و تغيير نكند .