سيد حسن مير جهانى طباطبائى
583
جنة العاصمة ( فارسي )
و قولها عليها السّلام : قد تحيّر بهم الريّ : كنايه است از پر شدن شكمهايشان از زياد آشاميدن آب كه گويا از بسيار آب آشاميدن شكم آنها پر شده ، و آب در شكم دور مىزند و بالا و پائين مىرود و سرگردانست نمىداند كجا قرار گيرد ، همچنانكه بنابر بعضى از روايات ديگر بجاى « تحيّر » « قد خثّر » يا « تخثّر » به ثاء سه نقطه بعد از خاء نقطهدار آورده كه آن نيز كنايه از زياد آشاميدن آب است ، پس اين جمله صفتى است كه تأكيد آورده شده براى قول آن حضرت كلمه « بطانا » . و قولها عليها السّلام : و لم يكن يحلّى من الغنى بطائل ، و لا يخطى من الدنيا بنائل ، أو غير متحل تا آخر : مراد آن حضرت اين بوده كه اگر بدست على عليه السّلام بود اضافه بر اينكه مهيّا مىكرد برايشان سعادت آخرت و ثوابها و نعمتهاى آن را ، اسباب آسايش و رفاهيّت ايشان را در دنيا هم فراهم مىفرمود بدون اينكه خود آن حضرت از آن نفعى بخواهد يا ببرد مگر به اندازهء مختصرى كه سدّ رمق كند براى زهد در دنيا . قولها عليها السّلام : و لبان لهم الزاهد من الراغب ، و الصادق من الكاذب : يعنى اگر امر خلافت در دست آن حضرت و راجع به او بود صالح از طالح ، و راستگو از دروغگو تميز داده و شناخته مىشد ، و طالح و دروغگو قدرت نداشتند كه امر و قول خود را كتمان كنند ، و آن حضرت آنها را مجازات مىكرد به آنچه كه جزاى آنها بود ، و حالات آنها بر مردمان ظاهر مىشد ، و دروغگو از راستگو ، و منافق از مؤمن شناخته مىشد . و امّا صالح و راستگو داعى نداشتند كه امر و حال خود را كتمان كنند ؛ زيرا كه در آن وقت تقيّهاى در كار نبود و ترسى نداشتند ، و امّا اين غصب خلافتى كه كردهاند بر خلاف آن است كه امر بدست آن حضرت باشد ، در اين حال مؤمن زاهد ناچار است از اينكه امر خود را كتمان كند ، و در گوشهاى بنشيند و امر خود را ظاهر نكند ؛ زيرا كه اگر حال و صدق خود را ظاهر كند مورد اعتراض منافقين