سيد حسن مير جهانى طباطبائى
566
جنة العاصمة ( فارسي )
اينكه خودشان سرهاى خود را كوبيدند ، يعنى خودشان به خودشان بد كردند و منحرف شدند . امر چهارم « خطل الآراء » و نزديك به آن است « أفون الرأي » بنابر روايت معانى الأخبار . و « خطل القوم » بنا به روايت امالى ، كه مراد از آن فساد رأىهاى ايشان و اضطراب آنهاست از جهت اينكه از حق و اهل آن برگشتند ، و حق را در غير موضع خود قرار دادند ، و اهل بيت عليهم السّلام را از حقوق ايشان منع كردند ، و چنين اظهار داشتند كه مقصود ايشان از اين كار حفظ دين و حفظ اسلام و مسلمانان است . امر پنجم « زلل الأهواء » بنا به روايت احتجاج ، يعنى لغزشهائى كه بسبب آن مستوجب هلاكت هميشگى و عذاب ابدى شدند از جهت پيروى كردن ايشان از هواهاى گمراهكننده و خواهشهاى نفسانى هلاككننده . « و بئس ما قدّمت لهم أنفسهم » ( تا آخر ) يعنى محقّقا آنچه را كه مرتكب شدند براى غصب خلافت براى خودشان و غصب حقوق اهل بيت ، و مداخلهء ايشان در آن به خودى خودشان ، و چنين پنداشتند كه اين نفع عاجلى است براى آنها ، و نيست اينچنين مگر اينكه عاقبت بدى براى آنست ، و بد خانهايست كه براى خود در آخرت تهيّه كردهاند ، و خدا بر آنها خشمگين است ، و در روز قيامت ايشان در عذاب جاويدان خواهند ماند . امر ششم « لا جرم لقد قلّدتهم ربقتها » ( تا آخر ) اين تشبيهى است براى ايشان در مهلت دادن خدا ايشان را در مقدار كمى از زمان ، پس مؤاخذه خواهد كرد از ايشان بر آنچه كه مرتكب شدند از كارهايشان به سختترين عذاب هميشگى كه نتوانند از