سيد حسن مير جهانى طباطبائى
567
جنة العاصمة ( فارسي )
آن خلاص شوند هرگز . و تشبيه فرموده است آنها را به حيواناتى كه رها و آزاد بودهاند در زمانى و زراعات صاحبان آن را فاسد مىكردند ، و همچنين باغها و بستانهاى مردمان را و پس آنها را گرفتند و بستند به طنابها و ريسمانها و مواظب و ملازم آنها شدند كه خود را رها نكنند ، و باز به حالتى كه سابق داشتند و زراعات و باغها و بستانها را فاسد مىكردند فساد نكنند ، يعنى خدا غاصبين خلافت و حق اهل بيت پيغمبر را به حال خود نخواهد گذارد ، و زود باشد كه انتقام سخت از آنها خواهد كشيد بسبب آنچه كه كردهاند . و تعبير به لفظ ماضى در كلمهء « قلّدتهم » و مابعد آن يا به اعتبار تحقّق وقوع است يعنى حتما خدا انتقام سخت خواهد كشيد ، و يا انتقام واقع هست ولى در نظرها ظاهر نيست . و شايد اسناد فعل در فقرات سهگانه به خود فاطمه سلام اللّه عليها باشد به لحاظ ظلم و ستمهائى كه بر او كردهاند كه آنها سبب مترتّب شدن عذاب شديد است بر ايشان . و جملهء قول آن حضرت كه فرمود « سننت » و خبر دادن به اين كلمه به سين مهمله دليل است بر اينكه عار و ننگ بر ايشان احاطه دارد ، و شامل همهء اعضاء و اجزاء ايشان است ، مانند شامل بودن جامه به بدن و سرازير شدن و ريختن آب از اطراف ظرف . امر هفتم « ويحهم أنّى زحزحوها عن رواسي الرسالة » اين سخن از آن حضرت در مقام تعجّب است ، يعنى : واى بر ايشان بسى عجب است از بدىهائى كه به سوء اختيار بر ما وارد كردند از جهت زايل كردن خلافت از كسى كه نسبت او به رسالت مانند نسبت كوههاى سخت ثابت است به زمين ، پس همچنانى كه زمين