سيد حسن مير جهانى طباطبائى
563
جنة العاصمة ( فارسي )
علماء نحو است حكايت شده از اينكه « لا جرم » به معناى قسم نقل شده و به معناى « حقّا » است ، و « قلّدتهم » و دو جملهاى كه در دنبال آن است به صيغهء متكلّم است ، و ضميرهائى كه مضاف اليها هستند راجع به اعمال بد ايشان است كه بواسطهء آنها مستوجب سخط و عذاب خدا و خلود در عذاب كه مدلول عليهاى در اين مقام است . و محتمل است ضميرها راجع بسوى « فلول حدّ » باشد و « خور القناة » و آنچه از اين معانى و صفاتى كه بعد از آن ذكر شده . و ممكن است كه كلمهء « قلّدتهم » به صيغهء غائب و تاء تأنيث باشد ، و ضميرهاى فاعلى كه در آن و جملات بعد آن است ضميرهاى فاعلى كه مستتر در آنهاست راجع باشد بسوى چيزى كه مرجع است براى ضميرهائى كه به آنها اضافه شده ، الّا اينكه كلمهء « شنّت » در اين صورت ناچار است از اينكه از باب تفعيل باشد نيز ، ولى در كتب لغت برنخوردم كه اشارهاى به آن شده باشد ، و اشاره نشدن آن براى اين احتمال مضرّ نيست ؛ زيرا كه گفته شده عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود . قولها عليها السّلام : فجدعا و عقرا : تا آخر ، منصوبند بنابر مصدريّت به فعلهاى محذوفه وجوبا ، چنانچه در « قبحا » گفته شد ، و لام در « للقوم » مانند لام در « لفلول الحد » است در آنچه ذكر شد از وجه و احتمال هرطور باشد ، و تقدير « جدعهم اللّه جدعا و عقرهم اللّه عقرا » است . قولها عليها السّلام : ويحهم : در منتهى الارب گفته است كه : گفته مىشود « ويح لزيد ويحا له » رفع داده مىشود بنابر ابتدائيّت ، و نصب داده مىشود به ضمير آوردن فعل ، و « ويح زيد و ويحه » نصب آنها نيز به ضمير فعل است و « ويحا زيد » نيز به همين معناست ، انتهى .