سيد حسن مير جهانى طباطبائى

564

جنة العاصمة ( فارسي )

و شايد بهتر اين باشد كه در مانند اين مورد گفته شود چون سياق آن براى افادهء تعجّب است منصوب است براى حذف حرف نداء به معناى « يا ويحهم » چنانچه در « ويل » گفته مىشود « يا ويلتا » در مقام تلهّف و تعجّب ، و وجه در تذكير ضمير « ويحكم » بنا به روايت امالى شيخ همان وجه در تذكير ضمير است در قول آن حضرت عليها السّلام « عائفة لدنياكم » كه قبلا گفته شد . قولها عليها السّلام : أنّى زحزحوها : ضمير راجع به خلافت است كه دليل بر آن آورده شده به قرينهء مقام ، پس معناى « عائفة لدنياكم » در آن تشبيهى است براى دنيا و آنچه در آن است از لذّت‌هائى كه ممزوج به يكديگر است به چندين برابر از آفت‌ها به طعامى كه آن مكروه خاطر و طبع از آن متنفّر باشد . قولها عليها السّلام : لفظتهم قبل أن عجمتهم و شنئتهم بعد أن سبرتهم : بنا به روايت معانى الأخبار معنا اين مىشود كه ايشان را از دهان انداختم پيش از آنكه دندان بر آن گذارم ، و كينهء آنها را در دل گرفتم بعد از اينكه آنها را امتحان كردم . حاصل معنى اين مىشود كه من آنها را از نظر انداختم پيش از اينكه آنها را امتحان كنم ؛ زيرا كه حالات آنها را قبلا مىدانستم ، و به بدى باطن آنها عارف بودم ، و پس از امتحان آنها بغضشان را در دل گرفتم براى اينكه كارهاى بد آنها را ديدم . و امّا بنابر دو روايت اخير فقرهء اولى ظاهر و فقرهء ثانيه تأكيد است براى فقرهء اولى ، و حاصل معناى آن چنين مىشود كه آنان را از چشم خود انداختم و كينهء آنها را در دل گرفتم ، و از آنها قلبا ملول شدم بعد از آنى كه امتحانشان كردم . على اىّ حال در فقرهء اولى تشبيه فرموده است ايشان را بر آنچه در آنها بوده از سوء سريره و زشتى كارهايشان كه صاحبان علم و ديانت از آنها مشمئز باشند به طعام تلخ و بدى كه طبع و ذائقه از آن نفرت دارد ، پس ضمير هم هم استعاره