سيد حسن مير جهانى طباطبائى
551
جنة العاصمة ( فارسي )
اظهر باشد . و ظنين : به معناى شخص تهمتزده كنايه از اينكه از طلب حق بازنشستى مانند شخصى ترسنده تهمتزده شده در خانه . و در روايت سيّد « حجزه » به زاى نقطهدار است يعنى از پرده بيرون نيامدى و صبر كردى . قادمة الأجدل : يعنى مانند باز شكارى كه بال او كنده شده باشد و نتواند پرواز كند . كنايه از اينكه سلاح جنگ نداشته باشد . أعزل : كسى را گويند كه سلاح نداشته باشد . كنايه از اينكه تو كسى بودى با شجاعها جنگ مىكردى و از جمعيّت زياد دشمن انديشهاى نداشتى و صولت آنها را درهم مىشكستى ، و امروز مغلوب اين جماعت اراذل شدهاى ، و خلافت كه حق توست گرفتهاند ، و تو امر را به آنها واگذاردهاى ، و با آنها نزاع نمىكنى ، مانند باز جنگى بال و پر شكستهاى كه صداى بال از او شنيده نمىشود . خات : يعنى بال او كنده شده . ابن أبي قحافة : كنيه پدر ابو بكر است . يبتزّني : ابتزاز به معناى سلب كردن و به قهر و غلبه چيزى را گرفتن . نحلة و نحيلة : مصغّر به معناى بخشش و عطائى است كه به كسى داده شده باشد بدون عوض به طيب خاطر كه ديگر آن را مطالبه نكنند . و بلغه : به ضم باء آن چيزى است كه به آن اعاشه كنند و كفايت امور زندگانى شخص را بكند . ابنيّ : به صيغه تثنيه است يعنى دو پسرش . أجهر في خصامي : يعنى اعلان داده است به دشمنى كردن با من . و ألفيته ألدّ في كلامي : يعنى يافتم او را كه دشمن سختى است در سخن گفتن من . « ألفيته » يعنى وجدته . « ألدّ » شديد الخصومة را گويند . و در روايت سيّد رحمه اللّه