سيد حسن مير جهانى طباطبائى

544

جنة العاصمة ( فارسي )

رسول خدا ! پدرت جانب‌دار و كريم و مهربان و رحيم بود با مؤمنان ، و بر ضرر كفّار شكنجهء دردناك و عقوبت‌كنندهء بزرگى بود ، پس اگر نسبت مىداديم او را مىيافتيم كه او پدر توست و پدر ساير زن‌ها نيست ، و برادر شوهر توست و برادر ساير دوستان يا برادرها نيست ، او را ترجيح مىداد بر هر خويشاوندى ، و با او مساعد بود در هر امر بزرگى ، دوست نمىدارد شما را مگر هر كسى كه سعيد باشد ، و كينهء شما را در دل نمىگيرد مگر هر كسى كه شقى باشد ، شمائيد عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه پاكيزه‌گانيد ، و در هر فضيلتى اختيار كرده شده و برگزيده شده‌ايد ، بر هر خير و نيكى راهنمايان مائيد ، و دليل‌هاى مائيد بسوى بهشت ، و تو اى بهترين زن‌ها و دختر بهترين پيغمبرها راستگوئى در گفتار خود ، و سابقه‌دارى در تمام بودن عقل ، رانده از حق خود نيستى و ممنوع از راستى گفتار نمىباشى . بذات خدا سوگند كه من تجاوز از رأى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نكرده‌ام و كارى نكردم مگر به اذن او ، و رئيس قوم با قوم خود دروغ نمىگويد ، و من خدا را شاهد مىگيريم و شاهد بودن خدا براى من كافى است كه شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمود : ما گروه پيغمبران طلا و نقره‌اى به ارث نمىگذاريم ، و نه ملك ثابتى را از قبيل زمين و خانه و نخل و غير اينها ، ما قرآن و حكمت و نبوّت و علم را ارث مىگذاريم ، و هر طعمه‌اى كه مادّى و دنيوى است پس از ما مخصوص ولىّ امر بعد از ماست كه در آن به حكم خود حكم كند ، و قرار داديم آنچه را كه مىخواهد از اسب و سلاحى كه مسلمانان با آن به كفّار قتال و جهاد مىكنند و شمشير و نيزه‌اى كه در زد و خورد با سركش‌ها و فجّار به كار برده مىشود ببرد . و اجماع مسلمانان اين كلام را از پيغمبر شنيدند منحصر به من تنها نيست ، و من مستبدّ به رأى خود نيستم ، اين حال و مالى كه من دارم براى تو و در پيش روى تو شد و از تو هم پس نمىگيرم ، و براى غير تو هم ذخيره نمىكنم ، و تو سيّده و بزرگ امّت پدر خود مىباشى ، و درختى پاكيزه هستى براى فرزندانت ، آن فضيلتى كه دارى از تو دفع نخواهد