سيد حسن مير جهانى طباطبائى
53
جنة العاصمة ( فارسي )
فتناولت من ثمرها ، فأكلت منها ، فصارت نطفة في ظهري ، فلمّا هبطت إلى الأرض واقعت خديجة ، فحلمت بفاطمة ؛ فأنا إذا اشتقت إلى رائحة الجنّة شممت ريح « 1 » فاطمة . يا حميراء ، إن فاطمة ليست كنساء الآدميين ، و لا تعتل كما يعتللن « 2 » . ترجمهء حديث يعنى : گفت از طرفه چيزى كه يافتم آن را در حديث سفيان ثورى ، تأليف سليمان بن احمد طبرانى ، از هشام بن عروه ، از عايشه اين است كه گفت : عايشه گفت : مىديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه بسيار مىبوسيد و مهربانى مىكرد با فاطمه ، گفتم : اى رسول خدا ! مىبينم كه با فاطمه كارى مىكنى كه پيش از او با ديگران نمىكردى ؟ فرمود براى من كه : اى حميراء ! شبى كه سير داده شدم بسوى آسمان ، داخل بهشت شدم ، بر درختى از درختهاى بهشت واقف شدم ، نديدم در بهشت درختى نيكوتر از آن ، و خرّم و بانضارتتر و خوشبرگتر و پاكيزه و خوشبوتر از حيث ميوه ، تناول كردم و از ميوهء آن خوردم ، نطفهاى شد در پشت من ، چون به زمين فرود آمدم با خديجه نزديكى كردم ، به فاطمه حامل شد ؛ پس هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم بوى فاطمه را استشمام مىكنم . اى حميراء ! فاطمه مانند زنهاى آدميان نيست ، و علّت نمىبيند همچنانكه ساير زنها علّت مىبينند . حديث دهم در بحار از كتاب عيون المعجزات ، از حارث بن قدامه ، از سلمان ، از عمّار حديثى روايت كرده ، در ضمن آن حديث است كه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها
--> ( 1 ) در طرايف : ريحها من . ( 2 ) سيّد ابن طاووس ، الطرائف في معرفة المذهب ص 111 ح 163 .