سيد حسن مير جهانى طباطبائى

515

جنة العاصمة ( فارسي )

شرح لغات قولها عليها السّلام : و ادعون : يعنى خافضون به معناى فروتنىكنندگان . گفته مىشود : ودع الرجل يعنى آرام گرفت مرد . و فكاهه : به ضم كاف و فتح آن مصدر است به معنى مزاح كردن . و نيز « فاكهون » به معناى ناعمون است و به معنى آمنون هم آمده است . تتربّصون بنا الدوائر : يعنى منتظر باشيد به سبب ما حوادث روزگار و عاقبت‌هاى بد را ، و اينكه نعمت از شما گرفته شود و به شدّت بيفتيد و بلا بر شما نازل شود . تتوكّفون الأخبار : يعنى در انتظار خبرهاى بد و مصيبت‌ها و مواجه شدن با جنگ باشيد . و تنكصون عند النزال : يعنى منتظر بازگشت از چيزى باشيد و فتنه‌هائى كه به شما رو مىآورد . و مقصود از اين فقرات اين است كه هرگز ايمان نخواهيد آورد . حسيكة : به معنى عداوت و دشمنى است . و سمل الثوب : به معناى كهنگى جامه است . جلباب : به كسر جيم به معنى لحاف و جامه گشاديست كه زن به خود مىگيرد كه مراد چادر و رداء باشد . كظوم : به معنى سكوت است . نبغ الشيء : به معناى ظهر است يعنى آشكار شد . خامل : شخص گمنام و بىصدا را گويند . و أقلّون : به معناى أذلّون است ، و در بعضى از روايات الأوّلين است . و در كشف الغمّه عبارت را چنين آورده : « فنطق كاظم و نبغ خامل و هدر فنيق الكفر يخطر في عرصاتكم » .