سيد حسن مير جهانى طباطبائى
516
جنة العاصمة ( فارسي )
الهدير : به معناى رد كردن شتر است صدا را در بينى خود . فنيق : شتر نرى را گويند كه نزد صاحبش از جهت گرامى بودنش بر آن سوار نشوند و بارى بر او نبندند . فخطر في عرصاتكم : گفته مىشود : خطر البعير بذنبه ، زمانى كه دم خود را هر مرتبهاى بلند كند و بر ران خود بزند . و مغرز الرأس : به كسر ميم آن چيزى را گويند كه در آن پنهان شوند ، و گفته شده كه در اين كلام تشبيه فرموده است شيطان را به خارپشت كه در هنگامى كه ترسناك نيست سر خود را بيرون مىآورد . و نيز تشبيه فرموده به مرد حريصى كه مىخواهد در كارى اقدام كند ، گردن خود را مىكشد به طرف آن . هاتف : صيحه زننده را گويند . ألفاكم : يعنى مىيابد شما را . الغرّة : به كسر غين به معناى غرور و خدعهء و فريب است ، و ضمير مجرور راجع به شيطان است . و ملاحظة الشيء : اصل آن از لحظ است به معنى نظر كردن به گوشهء چشم ، و اين هنگامى است كه دل به چيزى علاقهمند باشد ، پس مراد چنين است كه مىيابد شيطان شما را كه در پذيرفتن خدعه شيطان بشدّت حاضريد ، و به پذيرفتن خدعههاى او چشم دوختهايد ، و مىخواهيد كه شما را فريب دهد . استنهضكم : يعنى امر كرده است شما را براى برپا داشتن شما امر او را . فوجدكم خفافا : يعنى يافته است كه شما به آسانى امر او را اطاعت مىكنيد . و أحمشكم : يعنى بغضب درمىآورد شما را بغضب خود تا به شدّت امر او را انجام دهيد ، يا خودتان براى انجام دادن امر او غضبناك مىشويد . و در كتاب مناقب قديمه بنابر آنچه نقل شده بجاى « خفافا » « عطافا » روايت