سيد حسن مير جهانى طباطبائى

458

جنة العاصمة ( فارسي )

خانه بيرون كشند ، فاطمه ميان آنها و در خانه حائل شد ، قنفذ با تازيانه او را زد به نحوى كه زمانى كه از دنيا رحلت فرمود اثر آن در بازو مانند بازوبندى بوده - بر او باد لعنت خدا - آن حضرت را در ميان چهارچوب در چنان فشار داد كه استخوان دندهء او شكست ، و جنين خود را سقط كرد ، و به همين علّت در بستر افتاد تا از دار دنيا رحلت فرمود « 1 » . چهار هزار مرد على عليه السّلام را از خانه به مسجد بردند در روايت بحار است كه : عمر بن الخطّاب با چهار هزار مرد هجوم آوردند در خانه كه براى بيعت گرفتن على را از خانه به مسجد برند ، فاطمه در عقب در محكم خود را به در چسبانيده بود كه داخل خانه نشوند ، عمر بر در لگدى به پاى خود زد در كنده شد و بر شكم فاطمه افتاد و محسن او سقط شد . و وقتى كه جامهء على را مىكشيدند كه او را به مسجد برند فاطمه با اينكه دل او بشدّت درد داشت خود را به على چسبانيده بود ، و طرف جامه را نگاه مىداشت و مىكشيد به طرف خود ، به نحوى كه آن جماعت برمىگشتند و بر روى يكديگر مىريختند بر روى زمين ، و به زانو درمىآمدند ، و پيوسته آنها جامه حضرت را مىكشيدند و فاطمه هم مىكشيد تا اينكه عمر شمشير خالد بن وليد را گرفت و با غلاف آن بر شانهء فاطمه مىزند تا آنكه مجروح شد ، سه مرتبه اين عمل را كرد و نتوانستند جامه را از دست فاطمه بگيرند تا اينكه جامه پاره‌پاره شد ، يك پارهء آن در دست فاطمه ماند ، و پاره‌هاى ديگر آن در دست‌هاى آن جماعت ماند ، و آن جراحت بر بازوى زهراء عليها السّلام بود تا وقتى كه از دنيا رحلت فرمود . در اثر ضربت‌هائى كه به فاطمه وارد شد آن حضرت غش كرد ، وقتى به هوش

--> ( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 28 ص 297 - 299 .