سيد حسن مير جهانى طباطبائى

441

جنة العاصمة ( فارسي )

أمر اللّه و طاعته ، و للّه الأمر على أن لا نبوّة لعلي و لا لغيره بعد محمّد ، و كفى باللّه شهيدا « 1 » . و في خبر آخر قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لعلي عليه السّلام حين دفع إليه الوصيّة : اتّخذ لها جوابا غدا بين يدي اللّه تبارك و تعالى رب العرش ، فإنّي محاجّك يوم القيامة بكتاب اللّه حلاله و حرامه ، محكمه و متشابهه ، على ما أنزل اللّه ، و على ما أمرتك ، و على فرائض اللّه كما أنزلت « 2 » . يعنى : گفت على بن ابى طالب عليه السّلام : در اوّل وصيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين چنين آمده بود : به نام خداى بخشنده مهربان ، اين است عهد محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه به فرمان خدا به على بن ابى طالب وصيّت كرده ، و در آخر وصيّت اين بود كه شهادت داد جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بر آنچه كه به آن وصيّت كرده به آن محمّد به على بن ابى طالب ، و وصىّ او آن را گرفت و ضامن شد بر آنچه كه در آن است ، همچنانى كه ضمانت كرد يوشع بن نون براى موسى بن عمران عليهما السّلام ، و بر آنچه كه ضمانت كرد وصىّ عيسى بن مريم ، و بر آنچه ضمانت كردند اوصياء پيغمبران كه پيش از ايشان بوده‌اند ، بر اينكه محمّد افضل از تمام پيغمبران است ، و على افضل از تمام اوصياء است . و وصيّت كرد محمّد ، و به على تسليم كرد ، و على اقرار نمود ، و وصيّت را گرفت بر آنچه كه پيغمبران به آن وصيّت كردند ، و واگذار كرد محمّد امر خلافت را به على بن ابى طالب ، و اين است فرمان خدا و طاعت او و فرمان ، مخصوص خداست به اينكه نبوّت و پيغمبرى براى على نيست و نه براى او پس از محمّد ، و شهادت خدا كفايت مىكند . و در خبر ديگر است كه : چون پيغمبر وصيّت را به على داد به او فرمود : جواب آن را فرداى قيامت در مقابل خداى تبارك و تعالى كه پروردگار عرش است بگير كه من روز قيامت به حلال و حرام و محكم و متشابه كتاب خدا و به خود كتاب با تو محاجّه

--> ( 1 ) سيّد ابن طاووس ، طرف ص 21 - 22 ، بحار الأنوار ج 22 ص 481 - 482 ح 29 . ( 2 ) سيّد ابن طاووس ، طرف ص 25 ؛ بحار الأنوار ج 22 ص 482 ح 30 .