سيد حسن مير جهانى طباطبائى

419

جنة العاصمة ( فارسي )

فوضعها في يد فاطمة ، و قال : يا فاطمة ، هذه لك و لا تضربيها ، فإنّي رأيتها تصلّي ، و إن جبرئيل نهاني أن أضرب المصلّين ، و جعل رسول اللّه يوصيها بها ، فلمّا رأت فاطمة ما يوصيها بها التفتت إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و قالت : يا رسول اللّه ، عليّ يوم و عليها يوم ، ففاضت عينا رسول اللّه بالبكاء و قال : اللّه أعلم حيث يجعل رسالته ، ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِن بَعْض وَ اللَّه سَمِيع عَلِيم « 1 » « 2 » . يعنى : آن حضرت ياد كرد تزويج فاطمه عليها السّلام را ، و ياد كرد از اينكه فاطمه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خدمتگذارى خواست - تا اينكه گفت : - پس رسول خدا به جنگى رفت در كنار دريا ، و اسيرهائى بدست آورد ، و آنها را تقسيم فرمود ، و دو نفر از زن‌ها را نگاه داشت ، يكى از آنها جوان بود ، و ديگر زنى سال‌دار بود و جوان نبود ، آنگاه بطلب فاطمه فرستاد ، و دست زن را گرفت و در دست او گذاشت و گفت : اى فاطمه ! اين زن براى توست و نزنى او را ؛ زيرا كه ديدم نماز مىگذارد ، و جبرئيل مرا نهى كرد كه نمازگزاران را بزنم ، و پيغمبر سفارش او را به فاطمه مىكرد . چون فاطمه سفارش پدر را در حق او ديد ، رو كرد بسوى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و گفت : اى رسول خدا ! يك روز كارهاى خانه با من و يك روز با او باشد ، پس چشم‌هاى پيغمبر پر از اشك شد و گفت : خدا داناتر است كه در كجا قرار دهد رسالت خود را ، ذرّيّه‌اى كه بعضى از ايشان از بعضى ديگرند و خدا شنوا و داناست . حديث پنجاه و ششم تعليم پيغمبر تسبيح را در وقت خواب به فاطمه و على عليهما السّلام ابو داود سجستانى در كتاب سنن خود كه يكى از صحاح ستّه است بسند

--> ( 1 ) سوره آل عمران : 34 . ( 2 ) اخطب خوارزم ، مقتل الحسين ص 69 .