سيد حسن مير جهانى طباطبائى
404
جنة العاصمة ( فارسي )
يعنى : چون فاطمه شنيد كه پدرش او را تزويج كرده و درهمهائى مهر او قرار داده گفت : اى رسول خدا ! دخترهاى مردمان ازدواج مىكنند به درهمها ، پس چه فرقى است ميان من و آنها ؟ ! خواهش مىكنم از شما كه آنها - يعنى درهمها - را برگردانيد و از خدا بخواهيد كه شفاعت گناهكاران امّت تو را مهر من قرار دهد ، پس جبرئيل نازل شد و با او رقعهاى بود از حرير كه در آن نوشته شده بود كه خدا مهر فاطمهء زهراء را شفاعت گناهكاران از امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله قرار داده ، پس چون فاطمه محتضر شد وصيّت كرد كه آن رقعه را در زير كفن روى سينهء او قرار دهند ، روى سينهء او گذارده شد . و فاطمه گفت : چون روز قيامت محشور شوم آن رقعه را بدست خود برمىدارم و شفاعت مىكنم در حق گناهكاران امّت پدرم . علّامه امان اللّه دهلوى در كتاب تجهيز الجيش نيز اين خبر را بتمامه روايت كرده است « 1 » . حديث چهل و دوم ربع دنيا يا خمس آن صداق فاطمه است علّامه سيّد على همدانى در كتاب مودّة القربى از عتبة بن الأزهرى ، از يحيى بن عقيل روايت كرده است كه گفت : سمعت عليّا يقول : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : إن اللّه أمرني أن أزوّجك فاطمة رضي اللّه عنها على خمس الدنيا أو على ربعها - شك فيه عتبة - فمن يمشي على الأرض و هو يبغضك في الدنيا فالدنيا عليه حرام و مشيه فيها حرام « 2 » . يعنى : شنيدم على مىگفت كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : خدا مرا امر فرمود كه
--> ( 1 ) امان اللّه دهلوى ، تجهيز الجيش ص 102 خطّى . ( 2 ) سيّد على همدانى ، مودّة القربى ص 92 .