سيد حسن مير جهانى طباطبائى

388

جنة العاصمة ( فارسي )

است ، و از غضب كردن به ايشان او - يعنى فاطمه - غضبناك مىشود در هر حالى كه باشند يعنى نيك باشند يا بد . ابن حجر گفته است : و فيه تحريم أذى من يتأذّى المصطفى صلّى اللّه عليه و آله بتأذّيه ، فكل من وقع منه في حق فاطمة شيء فتأذّت به ، فالنبي صلّى اللّه عليه و آله يتأذّى به بشهادة هذا الخبر ، و لا شيء أعظم من إدخال الأذى عليها من قبل ولدها ، و لهذا عرف بالاستقرار معاجلة من تعاطى ذلك بالعقوبة في الدنيا و لعذاب الآخرة أشدّ « 1 » . يعنى : و در اين خبر است حرام بودن اذيّت كردن به كسى كه بسبب اذيّت كردن به او پيغمبر متأذّى شود ، پس هركسى كه واقع شود از او در حق فاطمه چيزى كه به آن اذيّت بيند اذيّت كرده است پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را بشهادت اين خبر ، و عقوبت هيچ چيزى بزرگتر از وارد كردن اذيّت بر او يعنى بر فاطمه نيست از جهت اذيّت كردن به فرزند او ، و براى اين مقرّر شده تعجيل بر كسى كه جرأت كند به آن عقوبت در دنيا ، و هرآينه عذاب آخرت از آن سخت‌تر است . شيخ احمد مغربى مالكى متوفّاى سال 1041 در كتاب فتح المتعال بنابر نقل امينى در الغدير گفته است در ضمن قصيده‌اى كه در مدح پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفته : فما كسبطي رسول اللّه من أحد * و لا يضاهيهما في الفخر مفتخر و هل كفاطمة الزهراء أمّهما * بنت النبي المصطفى بشر فإنّها بضعة منه و ما أحد * كبضعة المصطفى إن حقّق النظر يعنى : مانند دو سبط پيغمبر يعنى حسن و حسين احدى نيست ، و هيچ فخركننده‌اى در فخر كردن برابر آنها نيست .

--> ( 1 ) علّامهء امينى ، الغدير ج 7 ص 235 .