سيد حسن مير جهانى طباطبائى
389
جنة العاصمة ( فارسي )
و آيا مانند مادر ايشان فاطمهء زهرا دختر پيغمبر برگزيده ، بشرى هست ؛ زيرا كه او جزء و پارهء تن پيغمبر است ، و در حقيقت در نظر و فكر مانند پارهء تن پيغمبر هيچكسى نيست « 1 » . حديث سى و يكم علّامه شيخ نور الدين بن صبّاغ مالكى در كتاب الفصول المهمّه گفته است : و روي عن مجاهد قال : خرج النبي صلّى اللّه عليه و آله و هو آخذ بيد فاطمة ، فقال : من عرف هذه فقد عرفها ، و من لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و هي بضعة منّي ، و هي قلبي و روحي التي بين جنبي ، فمن آذاها فقد آذاني ، و من آذاني فقد آذى اللّه « 2 » . يعنى : از مجاهد روايت شده كه گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد در حالتى كه دست فاطمه را بدست خود گرفته بود و فرمود : هركه اين را مىشناسد مىشناسد ، و هركه او را نمىشناسد اين است فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و اين پارهء تن من است ، اين دل من است و روح من است كه در ميان دو پهلوى من است ، هركه او را بيازارد حقيقتا مرا آزرده ، و هركه مرا بيازارد خدا را آزرده است . اين حديث شريف را نيز جماعتى از علماء عامه بطرق عديده در كتب خود روايت كردهاند ، در اينجا بنام و كتاب بعضى از آنها اشاره مىشود ، از جملهء آنها است : علّامه شيخ عبد الرحمان صفورى شافعى بغدادى در كتاب نزهة المجالس « 3 » . و علّامه شبلنجى در كتاب نور الأبصار « 4 » .
--> ( 1 ) علّامهء امينى ، الغدير ج 7 ص 235 از كتاب فتح المتعال ص 385 . ( 2 ) ابن صبّاغ مالكى ، الفصول المهمّه ص 128 . ( 3 ) شيخ عبد الرحمان صفورى شافعى بغدادى ، نزهة المجالس ج 1 ص 228 . ( 4 ) شبلنجى ، نور الأبصار ص 41 .