سيد حسن مير جهانى طباطبائى

387

جنة العاصمة ( فارسي )

كرده‌ام كه كسى مرا باز نكند مگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : فاطمه پارهء گوشت من است - پس درود متّصل خدا بر او و بر فاطمه باد - پس اين حديث دلالت دارد بر اينكه كسى كه سب كند يعنى دشنام دهد فاطمه را كافر مىشود ، و كسى كه بر او درود فرستد بر پدرش درود فرستاده است . و نيز در الغدير گفته است كه در شرح جامع صغير گفته است كه : استدل به السهيلي على أن من سبّها فقد كفر لأنّه يغضبه ، و أنّها أفضل من الشيخين . قال الشريف السمهودي : و معلوم أن أولادها بضعة منها ، فيكونون بواسطتها بضعة منه ، و من ثم لمّا رأت أم الفضل في النوم أن بضعة منه وضعت في حجرها ، أوّلها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بأن تلد فاطمة غلاما فيوضع في حجرها ، فولدت الحسن ، فوضع في حجرها ، فكل من يشاهد الآن من ذرّيتها بضعة من تلك البضعة و إن تعدّدت الوسائط ، و من تأمّل ذلك انبعث من قلبه داعي الإجلال لهم ، و تجنّب بغضهم على أيّ حال كانوا عليه « 1 » . يعنى : استدلال به اين حديث كرده است سهيلى بر اينكه كسى كه دشنام دهد فاطمه را كافر است ؛ زيرا كه به غضب درمىآورد او را ، و محقّقا او - يعنى فاطمه - افضل از شيخين است ، اين گفتهء شريف سمهودى است ، و معلوم است كه اولاد فاطمه بضعه و جزئى از اويند ، و بواسطهء او جزئى از پيغمبرند . و از اين جهت است كه وقتى كه‌ام الفضل در خواب ديد كه جزئى از پيغمبر در دامن او گذارده شده ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تعبير كرد كه فاطمه پسرى مىزايد و در دامن تو گذارده مىشود ، پس حسن متولّد شد و در دامن او گذارده شد ، پس اكنون آنچه كه از ذرّيهء او مشاهده مىشود جزئى است از آن جزء هر چند واسطه متعدّد در ميان او و ايشان باشد . و كسى كه در اين گفته تأمّل كند در دل او برانگيخته مىشود براى جلال و بزرگى ايشان

--> ( 1 ) علّامهء امينى ، الغدير ج 7 ص 234 از كتاب شرح جامع صغير ج 4 ص 421 .