سيد حسن مير جهانى طباطبائى
355
جنة العاصمة ( فارسي )
گفته است كه : ذكر كرده شيخ عزّ الدين عبد السلام شافعى در رسالهء خود بنام مدح الخلفاء الراشدين گفته : إنّه لمّا حملت خديجة كانت تكلّمها ما في بطنها ، و كانت تكتمها عن النبي صلّى اللّه عليه و آله ، فدخل عليها يوما و وجدها تتكلّم و ليس معها غيرها ، فسألها عمّن كانت تخاطبه ، فقالت : مع ما في بطني فإنّه يتكلّم معي . فقال النبي صلّى اللّه عليه و آله : أبشري يا خديجة هذه بنت جعلها اللّهام أحد عشر من خلفائي يخرجون بعدي و بعد أبيهم « 1 » . يعنى : چون حامله شد خديجه به فاطمه ، در شكم مادر با مادر خود سخن مىگفت ، و خديجه آن را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كتمان مىكرد ، تا آنكه روزى پيغمبر وارد شد و يافت خديجه را كه سخن مىگويد ، و حال آنكه غير از او كسى با او نبود ، پس پرسيد از آنكه با او سخن مىگويد ، خديجه گفت : با آنكه در شكم من است زيرا كه با من سخن مىگويد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بشارت باد تو را اى خديجه اين دخترى است كه خدا قرار مىدهد او را مادر يازده نفر جانشينهاى من كه بيرون مىآيند بعد از من و بعد از پدرشان . مؤلّف گويد : اين خبر نص صريح است بر اينكه يازده نفر خليفههاى پيغمبر مادر و مادر بزرگ ايشان فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها است بعد از پدر و پدر بزرگشان امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام كه خليفهء بلافصل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است ، و پس از خاتم الأنبياء ، دانسته حق ايشان را غصب كردهاند ، چنانچه در محل خود در اين كتاب شرح داده مىشود . حديث دهم علّامه شيخ شعيب ابو مدين بن سعد مصرى عمراوى در كتاب خود الروض
--> ( 1 ) علّامهء مرعشى ، إحقاق الحق ج 10 ص 12 از كتاب تجهيز الجيش خطّى ص 99 .