سيد حسن مير جهانى طباطبائى

22

جنة العاصمة ( فارسي )

و مراد از قبيلت بحسب رتبه است نه بحسب زمان ؛ زيرا آن دو بزرگوار يعنى محمّد و على از حيث مرتبه اشرفند از همهء مخلوقات . و مراد از « تهلّلني » گفته شده : محتمل است به زبان حال باشد ، چنانچه در تفسير آيهء مباركهء إِن مِن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّح بِحَمْدِه « 1 » گفته شده ، يا به زبان قال ، و ظاهر اين است كه زبان قال باشد . و قوله « ثم جمعت روحيكما » مراد قرار دادن مادّهء بدن آنهاست در صلب آدم عليه السّلام . و قوله « فكانت تمجّدني » يعنى به خودى خود مرا تمجيد مىكنى ، يا به توسّط بدن‌هائى كه مشتمل است بر طينت‌هاى پاك و پاكيزه . و مراد از « قسمتها ثنتين » يعنى در صلب عبد اللّه و ابى طالب ، و مراد از ثنتين دوم يعنى بعض از آن را در صلب على و حسنين قرار دادم . قوله « ثم خلق اللّه » يعنى بعد از خلق نور اول ، نه بعد از جمع و تقسيم ، چنانچه ساير اخبار بر آن دلالت دارد . و ممكن است كه كلمهء « ثم » براى تراخى معنوى باشد دال بر افضليّت مرد از زن . و مؤيّد اين احتمال است روايتى كه شيخ صدوق عليه الرحمه كه در كتاب علل الشرايع روايت كرده . مؤلف گويد : متن آن حديث در ذيل اين حديث نقل مىشود . علّامهء مجلسى رحمه اللّه بعد از نقل حديث صدوق عليه الرحمه فرموده : در اين باب اخبار مستفيضه‌ايست كه آنها را در كتاب بزرگ يعنى كتاب بحار الأنوار وارد كرده‌ام ، ليكن فهم آنها بر عقول ناقصه دشوار است ، و سزاوارتر اين است كه مجملا بايد مؤمن به آنها بود ، و علم آن را ردّ به خود آل محمّد بايد كرد .

--> ( 1 ) سوره اسراء : 44 .