العلامة المجلسي

47

جلاء العيون ( فارسي )

مىخواهم كه بر او عهد و پيمان بگيرم چنانچه بر من گرفتى و تو را گواه مىگيرم بر او . پس ندا از جانب حق تعالى رسيد كه : اى آدم بگير از فرزند خود شيث عهد را و گواه بگير بر فرزند خود جبرئيل و ميكائيل و جميع ملائكه را ، حق تعالى امر فرمود جبرئيل را كه به زمين فرود آمد با هفتاد هزار ملك ، و هر يك تسبيحى در دست گرفته بودند ، جبرئيل حرير و قلمى در دست داشت كه به قدرت الهى آفريده شده بود ، پس جبرئيل رو كرد به جانب آدم و گفت : پروردگارت تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه : بنويس براى فرزندت نامهء عهد و پيمان خلافت و نبوّت را ، گواه بگير بر او جبرئيل و ميكائيل و جميع ملائكه را . پس نامه را نوشت و جبرئيل بر او مهر زد ، به شيث عليه السّلام تسليم نمود و جامهء سرخ بر او پوشانيد كه از نور آفتاب روشن‌تر و از رنگ آسمان خوش‌آينده‌تر كه بريده و دوخته نشده بود ، بلكه خداوند جليل فرمود كه : باشيد ، به هم رسيدند . پيوسته نور محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جبين شيث لامع بود تا آنكه محاولهء بيضا را تزويج نمود ، جبرئيل آن حوريه را به عقد شيث در آورد ، چون با او نزديكى نمود حامله شد به انوش ، منادى ندا كرد او را كه گوارا و مبارك باد تو را اى بيضا كه حق تعالى نور سيّد پيغمبران و بهترين پيشينيان و پسينيان را به تو سپرد . چون انوش متولّد شد و به حدّ كمال رسيد ، شيث عليه السّلام عهد و پيمان از او گرفت و نور محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از او منتقل شد به فرزند او قينان ، و از او به مهلائيل ، و از او به ادد ، و از او به اخنوخ كه ادريس عليه السّلام است ، و از ادريس منتقل شد به سوى متوشلخ و عهد از او گرفت ، پس منتقل شد به سوى لمك ، پس به سوى نوح ، و از نوح به سوى سام ، و از سام به سوى فرزند او ارفحشد ، و از او به سوى فرزند او عابر ، و از او به سوى قالع ، و از او به سوى ارغو ، و از او به سوى شارغ ، و از او به سوى ناخور ، و از او به سوى تارخ ، و از او به سوى ابراهيم عليه السّلام ، و از او به سوى اسماعيل ، و از او به سوى قيدار ، و از او به سوى نبت ، و از او به سوى نشحب ، و از او به سوى عدنان ، و از او به سوى معد ، و از او به سوى نزار ، و از او به سوى مضر ، و از او به سوى الياس ، و از او به سوى مدركه ، و از او به سوى خزيمه ، و از او به سوى كنانه ، و از او به سوى قصى ، و از او به سوى