جليل عرفان منش
99
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
حمد اللّه مستوفى ، در نزهة القلوب مىنويسد : اكثر عمارات ظاهرى آن ( شهر يزد ) از خشت خام بود جهت آن كه در آنجا بارندگى كم باشد و گلش به قوّت است و شهرى نيك و پاك است و آبش از كاريزها و قنوات بسيار در ميان شهر گذرد و مردم بر آن سردابها و حوضها ساختهاند . « 4 » عبور امام على بن موسى الرضا عليه السّلام از يزد از عبور حضرت رضا عليه السّلام از يزد در منابع اوّليه به صراحت نامى به ميان نيامده است و تنها به ذكر عبور آن حضرت عليه السّلام از يك كوير و يا بيابان اشاره كردهاند . شيخ صدوق به نقل از محمّد بن حفص مىنويسد : غلامى يا دوستدارى از عبد صالح حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام گفت : من و جماعتى در بيابانى با حضرت رضا عليه السّلام بوديم ، تشنگى سختى به ما و حيوانهاى ما رسيد تا اين كه بر خود ترسيديم . حضرت موضعى را براى ما وصف كرد و فرمود برويد در آن موضع كه آب بيابيد ، ما به آن موضع رفتيم و به آب رسيديم و آشاميديم و حيوانهاى خود را سيراب كرديم و عموم اهل قافله كه همراه ما بودند سيراب شدند ، از آنجا كوچ كرديم و حضرت ما را به جستجوى همان چشمه امر كرد ، ولى از جستجوى خود نتيجه نگرفتيم و اثرى از چشمه نيافتيم و بجز پشك شتر چيزى نديديم . آن مرد اين حديث را براى مردى از فرزندان قنبر كه حدود يكصد و بيست سال از عمرش گذشته بود ذكر مىكرد و آن مرد « قنبرى » مرا به مثل اين حديث بدون كم و زياد خبر داد و گفت من نيز با آن مرد در خدمت آن بزرگوار بودم ، و آن مرد قنبرى مرا خبر داد كه آن بزرگوار در آن سفر به سوى خراسان مىرفت . « 5 »
--> ( 4 ) - حمد اللّه مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 153 ؛ لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 306 . ( 5 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 464 . مقايسه شود با مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 29 و قمى ، منتهى الآمال ، ص 305 .