جليل عرفان منش
46
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
است ، در سراسر خوزستان كوهى و ريگى نيست و تنها در مجاورت نواحى شوشتر ، جندىشاپور ، ايذج « ايذه » و اصفهان كوه ديده مىشود . خوزستان داراى آبهاى پاكيزه و شيرين و جارى است و در سراسر اين سرزمين شهرى نمىشناسيم كه آبش از چاه باشد زيرا وجود آبهاى جارى فراوان آن را از آب چاه بىنياز مىكند . « 30 » خاك آن هر چه از دجله به سوى شمال دور شويم خشكتر و سالمتر است و هر چه به دجله نزديكتر شويم در سستى ( يا شورهزار بودن ) از جنس زمين بصره است . . . محصول آن خرما است و همهء حبوبات نيز مانند گندم ، جو و باقلا در آن به عمل مىآيد . برنج نيز فراوان دارد تا آنجا كه آرد مىكنند و نان مىپزند و مىخورند و قوت ايشان است . در همهء بخشهاى بزرگ شهرى نيست كه نيشكر نداشته باشد و در منطقهء مسرقان « 31 » فراوان است و از آنجا بيشتر به شوشتر و عسكر مكرم « 32 » مىبرند ، زيرا نيهاى عسكر مكرم و شوشتر شكر فراوان ندارد ، بر خلاف سوس ( شوش ) كه شكرش بسيار است و در ساير جاها نيشكر به اندازهء رفع حاجت و بيشتر از آن وجود دارد . همه قسم ميوه در خوزستان هست جز گردو و ميوههاى سردسيرى كه در آنجا به دست نمىآيد . مردم خوزستان غالبا مذهب اعتزال دارند و اين مذهب در نزد آنان بيش از اقوام ديگر شايع است . « 33 »
--> ( 30 ) - آدام متز به نقل از مقدسى در احسن التقاسيم ، ص 416 از منزلگاهها و گذرگاههايى در خوزستان نام مىبرد كه در آنجا منابع بزرگ آب براى مسافران تهيه شده بود . ر . ك . به : آدام متز ، تمدّن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، 2 / 227 . ( 31 ) - مسرقان ، نام نهرى است كه اكنون به آب « گرگر » موسوم است . لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 254 . ( 32 ) - مكرم ، سردار عرب نزديك خرابههاى شهرى كه به فارسى « رستمگواد » نام داشت و عربها آن را « رستم قباد » مىناميدند مستقر شد و اين مكان بعدها به « عسكر مكرم » يعنى اردوگاه مكرم معروف شد . اين نام در نقشهها ديده نمىشود ولى در جاى آن خرابههاى « بند قير » است كه از آنجا آب گرگر ( مسرقان ) به كارون مىريزد . همان ، ص 255 . ( 33 ) - ابن حوقل ، صورة الارض ، ص 26 - 24 . نگاه كنيد به : اصطخرى ، مسالك الممالك ، ص 93 - 89 .